۲۴ شهریور ۱۴۰۰
527
0 نظر

تا کفن بر قد و بالای رسایت کردم
سوختم وز دل پر درد دعایت کردم
آخرین توشه ام از عمر تو این بود علی
که غم انگیز نگاهی به قفایت کردم
حسین وای……
تو ز من آب طلب کردی و من میسوزم
که چرا تشنه لب از خویش جدایت کردم
یارب این دشت بلا، این من و این اکبر من
هر چه را داشتم ای دوست فدایت کردم
به صحرا داشتم ای دوست فدایت کردم
تو تجلی صفات همۀ برتر ها
چقدر سخت بود رفتن پیغمبر ها
قد من خم شده تا خود قد و بالا شده ای
چون که عشق پدران نیست کم از مادرها
پسرم میروی اما پدری هم داری
نظری گاه بینداز به پشت سرها
کمی راه هم پسرم تا دم ان خیمه برو
شاید آرام بگیرند کمی خواهرها
بهتر این است که بالای سر اسماعیل
همه باشند و نباشند ، فقط هاجرها
مادرت نیست اگر ، مادر سقا هم نیست
عمه ات هست ،به جای همه ی مادرها
حال که آب ندارم برای لب تو
بهتر این است که غارت شود انگشترها
زود تر از همه آماده شدی یعنی که
انچنان خسته نگشته است همه لشگر ها
حسین……..
نظرات
اعلامیه
شهادت امام حسین (ع)
واقعه روز عاشورا
واقعه روز عاشورا
واقعه روز تاسوعا
واقعه کربلا
مراسم سینه زنی اربعین (آنلاین)
شب دهم محرم متن
شب دهم محرم متن
شب نهم محرم متن
شب نهم محرم متن
شب هشتم محرم متن
شب هشتم محرم متن
شب هشتم محرم متن
شب ششم محرم متن
شب ششم محرم متن
شب ششم محرم متن
شب ششم محرم متن
شب ششم محرم متن
شب ششم متن
شب پنجم محرم متن
شب پنجم محرم متن
مشاهده اخبار بیشتر