۲۰ مهر ۱۳۹۵
1152
0 نظر
به نقل ازبهادر زمانی بازیگر نقش حضرت عباس (ع) در فیلم روز رستاخیز:
«بسم الله الرحمن الرحیم رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی "سورة طه" هر چه به ظهر نزدیکتر میشدیم، گرمای هوا طاقتفرساتر میشد. من آماده بودم و به کمک چند نفر از همکاران، سوار اسب شدم. اسبی که از شدت گرما، بیتاب بود. اما بیتابی اسب، سبب سخت سوار شدنم نبود. دستانم را بسته بودند. زمان زیادی میگذشت و من لحظه به لحظه در خودم فرو میرفتم. با آنکه به بهترین نحو دستانم بسته شده بود اما درد غریبی در آنها میپیچید. نه بیحس میشد و نه قابل حرکت دادن بود. انگار فشار خون در رگهایم را احساس میکردم. نمیدانم زمان چگونه میگذشت اما برای من ساعتها گذشته بود. چشمانم بدون اینکه من تسلطی داشته باشم، به حال دستهایم به گریه افتاده بود ... (صدایی از پایین پاهایم: بهادر گریه نکن ... نباید تو این سکانس اشک تو چشمات باشه ...) بعد از این صدا دیگر هیچ صدایی نشنیدم. حس میکردم از نقطهای که ایستادم، موجهایی به اطرافم روانه میشود؛ موج از جنسی که هرگز نفهمیدم چه بود. تصاویر را گاهی مات و گاهی واضح میدیدم. درد دستها، روحم را گره زده بود و هیچ صدایی نمیشنیدم. سرم را گرداندم تا کمی دستم را جا به جا کنم. چشمم به پارچههای سبزی افتاد که بر فراز خیمههای اباعبدالله برافراشته شده بود. مشکی از جلوی چشمانم رد شد و روی گردن اسب گذاشته شد؛ مشکی که باید آن را با دندان برمیداشتم و از شمشیر کسانی که نقش حرامیان را داشتند دور میکردم ... دیگر هیچ چیز ندیدم یا حتی میتوانم بگویم هیچ چیز در خاطرم نماند تا آنکه هجمه سواران قرمزپوش را در اطرافم میدیدم که به تاخت دورم میچرخیدند و نزدیکم میشدند و شمشیر را روی تنم میکشیدند. خم شدم و بند مشک را با دندانم گرفتم و بالا آوردم. هیچ چیز نه میدیدم و نه میشنیدم. قسم به عشق مادرم و دستان پینهبسته پدرم، با دهانی که بند مشک در آن بود، بیاختیار فریاد میزدم: حسین ... حسین ... حسین ... حسین *** یا اباالفضل خدای تو شاهد است که آنچه داشتم در کف اخلاص گذاشتم. ببخش من را که بیبضاعتم. ببخش من را که نالایقم. ببخش من را که کوچکم. آقا جان تو به فضلت من را تربیت کردهای. ببخش که کمطاقتم. رمز شما در ابدی شدن، هیچ شدن در عالم حسین (ع) بود. ببخش که اسیر دنیا هستم و زندانی خودپرستی. شما به من معرفت آموختی. شما به من یاد دادی که باید همه را همانطور که هستند دوست داشت. ببخش که لباس کینه از تن بیرون نکردم. شما به من یاد دادی به جای خودپرستی، مهربان باشم. ببخش که قدر لحظاتم را ندانستم. شرمم میشود وقتی اطرافیان من را میبینند و حتی به شوخی میگویند "عباس". منِ سر تا پا اشتباه کجا و شما کجا؟ آقا جان میدانم که من هیچ فرقی با دیگر جوانان نداشتم و ندارم. هر کدام را به اشارتی هدایت کردی. هر که را به گونهای از سر فضل حفظ کردهای و من را این چنین. حضرت دریا ببخش که آن روز من خیلی دلم میخواست با مشکها در وسط خیمهها قدم بزنم اما نشد و نشد و نشد ... تا میشود از چشمه توحید جو گرفت از دست هر کس که نباید سبو گرفت تو آبی و به آب تو را احتیاج نیست پس این فرات بود که با تو وضو گرفت خیلی گران تمام شد این آب خواستن یک مشک از قبیله ما، یک عمو گرفت یا علی»
نظرات
اعیاد شعبانیه ومیلاد حضرت امام حسین(ع) وحضرت عباس (ع) مبارک
مبعث حضرت محمد رسول الله(ص) مبارک
میلاد حضرت امام علی (ع) وروزپدر وروزمرد مبارک
یافاطمه بنت نبی
میلاد حضرت زینب(س) مبارک
يَا فَاطِمَةُ اشْفَعِي لِي فِي الْجَنَّةِ
سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام
خورشید هشتم
تمام آسمان و زمین بی قرار و غمگین است
سلام ٌ علی آل طه ویاسین
دلا کوی حسین عرش زمین است
اربعین حسینی
حال دل ماخوب است درکنارتویاحسین(ع)
روززیارت
خاتون نیلوفری
کاش زهیری نگاهمان کنی ارباب
تولد یک جوانمردعاشق اهلبیت(ع)
حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
عرض تسلیت
چنین گفت زینب_(شام غریبان)
خورشید های همیشه
رفیقم حسین(ع)
مشاهده اخبار بیشتر
ابالفضلیا مدیون ابالفضلن
اربعین آمد واشکم زبصرمی آید
سلام برتوومشک پاره ولبهای تشنه ات
خورشید هشتم
واسه ی کشتی عالم شده ناخدا اباالفضل
دهه فجرفاطمی
یاقائم آل محمد (عج)
افسر مافوقم عباس علي (ع)
اربعین ازراه رسیده ,باربگشایید اینجا کربلاست...
نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
باربگشایید اینجاکربلاست!...
زنان عاشورائی و مبلغ و راوی واقعه کربلا 1-حضرت سکینه بنت الحسین (ع)
سقادلش شکست
برای عمه سه ساله ام خاتون نیلوفری رقیه سادات
Give thanks to Allah
تولد یک جوانمردعاشق اهلبیت(ع)
دنیای من آقای من _ اللهم الجعل محیای محیا
اذان درعاشورا
کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم
«بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا»
نیامد عباس
(غروب واقعه)سلام علي قلب زينب الصبور
مشاهده اخبار بیشتر
«بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا»
اعیاد شعبانیه ومیلاد حضرت امام حسین(ع) وحضرت عباس (ع) مبارک
سلام برتوومشک پاره ولبهای تشنه ات
اربعین ازراه رسیده ,باربگشایید اینجا کربلاست...
افسر مافوقم عباس علي (ع)
میلاد حضرت امام رضا علیه السلام مبارک باد
روزمباهله
السلام علیک یاثارالله وابن ثاره
السلام علیک یا ابالفضل العباس
کنار قدم های جابر، سوی نینوا رهسپاریم
نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین
باربگشایید اینجاکربلاست!...
زنان عاشورائی و مبلغ و راوی واقعه کربلا 1-حضرت سکینه بنت الحسین (ع)
دلنوشتهای از بازیگر نقش حضرت عباس (ع)
ابالفضلیا مدیون ابالفضلن
اذان درعاشورا
نیامد عباس
(غروب واقعه)سلام علي قلب زينب الصبور
حضرت اباالفضل العباس سقای ادب ومعرفت
سلام بر حضرت رقیه(س)روایت کربلا از زبان دختر سه ساله
برای عمه سه ساله ام خاتون نیلوفری رقیه سادات
زنان عاشورائی-رباب همسروفادارامام حسین علیه السلام
مشاهده اخبار بیشتر