شاعر حماسی و آئینی کشور رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ 45 0 نظر

«درد نان »

درد مردم درد نان است ای رئیس

قیمتش همپای جان است ای رئیس 

چشمِ امیدِ من و ما بر شماست 

غصه و غم میهمان است ای رئیس

مرد های این ولایت روز و شب 

شرمشان از کودکان است ای رئیس

غیرت مردانه هر شب بشکند 

این نشان از آرمان است ای رئیس؟

«ما ز یاران چشم یاری داشتیم »

کوزه در آبِ روان است ای رئیس

«کار نیکو کردن از پر کردن است »

این جهاد این و آن است ای رئیس ؟

مرد میدان را به میدانش ببر 

اقتصادِ آن نهان است ای رئیس

زخم کم کم باز گشته ای طبیب

هم نهان و هم عیان است ای رئیس

ازدواج امر محالی گشته است 

خرج آن تا بی کران است ای رئیس

خانه و کاشانه بر ما آرزوست 

خودرو ما باز پیکان است ای رئیس 

درد فقر و درد دین و درد عشق

درد دین دردی گران است ای رئیس 

سفره ی کارِگران کوچک شده است

درد مردم درد نان است ای رئیس

دختران سرباز و مردان سر به راه 

علت باران همان است ای رئیس 

رسول چهارمحالی (ساقی عطشان)

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاعر حماسی و آئینی کشور رسول چهارمحالی(ساقی عطشان) می باشد.