۱۵ آذر ۱۴۰۴
127
0 نظر
بسم رب القلم
دلی دارم که تنهایی و غم همسایه اش گشته
که اشکِ خون، ز چشمان حاصل و سرمایه اش گشته
دلی دارم که روزی دوستانی داشت در نزدیک
ولی اکنون رمیده از تمام این و آن گشته
رمیده چون که دیده دیگران با او چه ها کردند
که او اکنون به گوشه گیری و خلوت گزینی مبتلا گشته
بسی خلوت گزینی ، اعتزال و انزوا کرده
که حالا غرقه در حِرمان سخت قِصه ها گشته
ولی حالا امیدی ، رخنه کرده در وجود او
زمانی که میان ِ فَقدُ تنهاییِ خود یاد رضا گشته
رضایی که بُوَد حلاّل کل مشکلات عالم و آدم
نیازی نیست تا گویی، که ناگفته درد دل هایت دوا گشته
به قلم حجت نوروززاده
نظرات
اشعار | قاصدک پریشان | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | امید دل تنها | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | سلطان شهر طوس نه، سلطان عالمی | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | غزل یار سیه گیسو | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | ظلم یهود | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | در مدح استاد مارخسار | به قلم حجت نوروززاده
مشاهده اخبار بیشتر
اشعار | در مدح استاد مارخسار | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | ظلم یهود | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | غزل یار سیه گیسو | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | سلطان شهر طوس نه، سلطان عالمی | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | امید دل تنها | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | قاصدک پریشان | به قلم حجت نوروززاده
مشاهده اخبار بیشتر
اشعار | در مدح استاد مارخسار | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | ظلم یهود | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | غزل یار سیه گیسو | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | سلطان شهر طوس نه، سلطان عالمی | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | امید دل تنها | به قلم حجت نوروززاده
اشعار | قاصدک پریشان | به قلم حجت نوروززاده
مشاهده اخبار بیشتر