هیئت زواراباالمهدی(ع) بابلسر

۱۵ بهمن ۱۳۹۶ 140 0 نظر

روضه ایام شهادت مادرسادات حضرت زهرا (س)-جمعه ۱۳ بهمن

🔰روضه حضرت زهرا-هفتگی 13 بهمن🔰


منت قدمهای تو رو، با اشكام می كشم
اگه تو بيای خاک پاتو، به چشمام می كشم

كی ميای كه با صدای تو من آروم بگيرم
آرزومه كه آقا پای ركابت بميرم

دلم آقا خسته از اين عشقای زمينيه
خيال ديدنتم يه حسرت شيرينيه

پشت اين پنجره ها به انتظارت می شينم
جای خاليتو ميون دله تنگم می بينم

سه ماهه تو روضه های مادرت در به درم
دو ماهه آرزومه دست بكشی روی سرم

خوب می دونم كه من از نگاه تو سينه زنم
يه عنايتی بوده كه غصه دار حسنم

بيا امشب ما رو هم ببر مدينه آقاجون
رو دلم غم اميرالمومنينه آقاجون

ديگه امشب همه همسايه ها راحت می خوابن
اما بچه های فاطمه به زحمت می خوابن

زينب امشب يه گوشه كز ميكنه غريبونه
مجتبی تو خواب می لرزه آروم آروم می خونه

"گل ياسو كی ديده تو گلخونه بسوزونن
در باغو كی ديده غريبونه بسوزونن"
*این ناله هاتو آزاد کن ، مرحبا به شما...اصلا امشب خودت روضه خون باش ... اصلاً بیاید همه با هم روضه خون بشیم ...من اولشو میگم..ادامشو خودت بخون..
مادری خورد زمین و همه جا ریخت بهم ...۲
(ای مظلوم علی)
همهٔ زندگیِ شیرِ خدا ریخت بهم
{رحمت خدا به این ناله ها و اشک ها} ...
سادات بن الزهرا...من امشب معذرت میخوام بی ادبی میکنم..ولی الان نگم پس کی بگم...
بشکند.. پایِ کسی که... لگدش... سنگین بود ...
(وای مادرم ... وای مادرم ....)
بشکند پایِ کسی که لگدش سنگین بود
تا که زد سلسلۀ آلِ عبا ریخت بهم

ثلثِ سادات میان در و دیوار افتاد ...
نسل سادات به یك ضربۀ پا ریخت بهم
*می خوام مقتلِ محسن(ع) رو بخونم...لااله الاالله امشب صحبت از صورتِ فاطمست ... صحبت از ناموسِ خداست ... تاریخ نوشته نانجیبِ ملعون ، دستایِ بلندی داشته ... دستِ بلند وقتی بخواد سیلی بزنه ، لنگر داره ... ای مادر ....{رفقا دری که نیم سوختست لگدنمیخواد}
این ملعون با اون دستایِ نحسش آروم هم که هول میداد در کنده میشد رو بی بی میفتاد ... حالا تصور کن کسی که دستش انقدر لنگر داره ، خودش می نویسه :
همه زورم رو تو پاهام جمع کردم ... *
رویِ او ریخت بهم، پهلویِ او ریخت بهم
دهنش غرقِ به خون گشت و،صدا ریخت بهم
شدتِ ضربه چنان بود كه سر خورد به در ...
*سوال برا من پیش اومد ، اول فکر کردم شاعرش اشتباه گفته این شعر رو ،{باید میگفت شدت ضربه چنان بود که در خورد به سر دیگه ، درسته؟؟؟ چرا میگه سر خورد به در ؟...} یکمی فکر کردم..دیدم درست میگه
برا اینکه خانمی که بار داره... { فهمیدی چی گفتم یابیشتر بگم؟؟}وقتی به در لگد زد.اول در به بچه داخل رحم مادر ضربه زد...بعدضربه...ازدرد خانم خم شد ... صورت خورد به در ...
شدتِ ضربه چنان بود كه سر خورد به در ...
رویِ آشفته یِ اُمّ النُجَبا ریخت بهم
🍃🍃🍃
🔵ای خدا ، ای خدا
چه خبری شده در خونه مولا
آتیش گرفته چادر حضرت زهرا
🔵ای خدا ، ای خدا
به جای عرض تسلیت هیزم آوردن
با دست بسته حیدر و از خونه بردن

🔴آه ، خونه ای که درش بسمت آسمونه
آه ، محل افتتاح شیشماهه کشونه
آه ، مادری که به پشت در افتاده بیهوش
آه ، چهل تا چکمه پوش با پا رد شدن از روش

⚫️قیامتی بپا شده وای
باغ گلی فنا شده وای
با یه لگد یه غنچه خدا
از شاخه گل جدا شده وای

🍂وای مادرم🍂

🔵ای خدا ، ای خدا
مادر لطمه خورده بین گرد و خاکا
چادرش و بست به کمر بلند شد از جا
🔵ای خدا ، ای خدا
زد به کنار تو همهمه گرد و غبار و
گرفت تو دستاش گوشه دستار یارو

🔴آه ، چهل نفر یک طرف و حوریه تنها
آه ، یک تنه شد تو کوچه ها حامی مولا
آه ، جدا نشد فاطمه دشمن شد کلافه
آه ، دیدن گره گشا فقط ضرب غلافه

⚫️ضرب غلاف اومد با شتاب
کینه ها شد با زهرا حساب
ردّ سیاه رو شاخه یاس
موند تا همیشه مثل رکاب
با سند حرف بزنم...بحارالانوار میگه(ج30 ص 290)
تو نامه ای که خودعمربرامعاویه نوشت...اینطورشرح دادماجرا رو:
فَقُلْتُ: إِنْ لَمْ يَخْرُجْ جِئْتُ بِالْحَطَبِ الْجَزْلِ وَ أَضْرَمْتُهَا نَاراً عَلَى أَهْلِ هَذَا الْبَيْتِ وَ أُحْرِقُ مَنْ فِيهِ، أَوْ يُقَادَ عَلِيٌّ إِلَى الْبَيْعَةِ گفتم: اگه علی بیرون نیادانقدر هیزم میارم که خانه رو با هر کسی که توخونه هستن می سوزونم تا اینکه برای بیعت بیاید
وَ أَخَذْتُ سَوْطَ قُنْفُذٍ فَضَرَبْتُ‏. پس تازیانة قنفذ روگرفتم و بر او زدم ..سوال...چرا اول قنفذرو زد..اخه اگه بخوان یه حیونی رو وحشی تر کنن..اونو اول میزنن...بعد بجون دیگری میندازن... وَ قُلْتُ لِخَالِدِ بْنِ الْوَلِيدِ: أَنْتَ وَ رِجَالُنَا هَلُمُّوا فِي جَمْعِ الْحَطَبِ به خالد بن ولید گفتم: تو و همراهانت به سرعت برید وهیزم جمع کنید فَقُلْتُ: إِنِّي مُضْرِمُهَاگفتم:فاطمه.ببین هیزم اوردم اگه علی نیاد اون هیزم ها رو آتیش میزنم. فَقَالَتْ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّ رَسُولِهِ وَ عَدُوَّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فاطمه گفت: ای دشمن خدا و دشمن رسول خدا و دشمن امیر المؤمنین! فَضَرَبَتْ‏ فَاطِمَةُ يَدَيْهَا مِنَ‏ الْبَابِ‏ تَمْنَعُنِي مِنْ فَ

لااَرَیٰ ٱلْمَوْتَ اِلَّاٱلسَّعٰادَةَ وَلاٱلْحَیَاٰةَ مَعَ ٱلظّٰالِمِینَ اِلّٰابَرَمٰا, [۰۴.۰۲.۱۸ ۱۸:۰۶]
تْحِهِ پس دستش رو روی در گذاشت تا مانع من از باز کردن دربشه فَرُمْتُهُ فَتَصَعَّبَ عَلَيَّ به طرف در رفتم، اما فاطمه استقامت کرد؛خیلی عصبی شدم.یه زن بخواد جلومن بایسته.منی که حریف چند تا مرد جنگی بودم. فَضَرَبْتُ كَفَّيْهَا بِالسَّوْطِ فَأَلَّمَهَابا تازیانه بر دست هایش زدم،فَسَمِعْتُ لَهَازَفِيراً وَ بُكَاءً..ازشدت دردِتازیانه صدای ناله وُ گریه ی فاطمه روشنیدم. هی زجّه میزد و میگفت یا ابتا..یارسول الله
ای وای....مادرم...
{حالا حرف آخرم..ناله بزنیم.اصلا.براش بمیریم}
باهمه ی این جراحتها بازم کار خونه رو انجام میداد
زبان حاله.. یه دختر سه چارساله ای که خودش شاهدهمه ماجرابود..حال وروز مادر رو میدید که چطور لحظه بلحظه داره مثل شمع آب میشه..صدا زد مادر...:
بس است دسته ی دستاس هم پُر از خون شد
اگر غلط نکنم قصد پخت نان داری

هزار شکر که دست تو لرزشی دارد
دلم خوش است عزیزم، کمی تکان داری

نه زخم بسترت این روزها رهایت کرد
نه از حرارت و از سرفه ها توان داری

نوازشم مکن از طرز شانه ات پیداست
میان سینه ی خود درد بی امان داری
ازاینجا ببعد..حرفایی که میخوام بگم..سادات ناله بزنن..شما ها هم لطمه بزنین..بزنید...
که چند دنده فقط سالم است،باقی نه ۲
چقدر زخم و ترک روی استخوان داری

شکست دست تو را قنفذ و نفس میزد
هنوز نام علی باز بر زبان داری

مغیره میزد و میگفت خسته ام کردی۴..
که بعد این همه ضربه هنوز جان داری
.....................
روضه خون که زیبنب باشه باید اینطور بشه...بریم ادامه روضه...
⬇️شما چهار بهشتید پس چرا سه کفن
چقدر حرف نگفته برایمان داری

وصیتت شده تا از حسین نوحه کنم
شب است و باز پرستار روضه خوان داری

نفس بده که بگویم چه گفته ای با من
غروب میشود و تو نفس زنان داری....

....به روی خیمه ی پُر شعله خاک میریزی
که چند دختر نوپا در آن میان داری

دو دست دخترکی روی گوش ها میگفت:۲
تو هم به روی سرت زخم خیزران داری

تو دست بر سر او میکشی و میگوئی :
چقدر لَخته ی خون بین گیسوان داری

رباب در بغلت ضجه میزند بی بی۲..چی میگه...
به نیزه دار بگو..طفل بی زبان داری
____________________
اللهم عجل لولیک الفرج
🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻
🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃

پیش زمینه - حوریه علی بدنت را عقب بکش

حوریه ی علی بدنت را عقب بکش
در سوخته است، زود تنت را عقب بکش

امروز که ز دنده چپ پا شده ست میخ
با احتیاط پیرهنت را عقب بکش

بو می برند کوله ی بارت شکستنی ست
از در نفس نفس زدنت را عقب بکش

سینه سپر کن و جلوی نعره ها بایست
ای شیر زن ابالحسنت را عقب بکش

فضه برای وضعیتِ حال تو بس است
دیگر حسین را، حسنت را، عقب بکش

استاد لطیفیان

🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃
🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃
زمینه - ابریه آسمون چشمام فصل عزای گل یاسه

لااَرَیٰ ٱلْمَوْتَ اِلَّاٱلسَّعٰادَةَ وَلاٱلْحَیَاٰةَ مَعَ ٱلظّٰالِمِینَ اِلّٰابَرَمٰا, [۰۴.۰۲.۱۸ ۱۸:۱۳]
وااما...
🔵ابریه آسمون چشمام
فصل عزای گل یاسه
هرکسی لایق غمش نیست!
فاطمیه برا خَواصه

🔵داغ شهادت یه مادر
برده تموم صبر و تابم
اگه پیرهن سیاه پوشیدم
فاطمه کرده انتخابم

🔴ذکرش مناجات دلم
محبتش فخر و مباهات دلم
با اینکه سید نشدم ، خداروشکر
دربدر مادره ساداته دلم

🔴بانوی هردو عالمه
از کرمش هرچی بگم بازم کمه
خدارو شکر دوباره سینه میزنم
فاطمیه برام مثه محرمه

ام المومنین زهرا۴

🔵حدیث لَولاکو میخونم
فاطمه علت وجوده
دلیل خلقت جهان و
فلسفه ی بود و نبوده

🔵همیشه زیر لب میخونم
’مادرونه واسم دعاکن
دلم گره خورده به دنیا
این گره کورمو واکن’

🔴باید بریم تا مدینه
حضرت زهرا همه مونو ببینه
ببینه دورشو میگیرن پسراش
یه وقت دلش به درد و غربت نشینه

🔴دلم هلاکه مادره
اونکه تو زندگیم ملاکه مادر
سینه زدن برا عزای فاطمه
نتیجه ی دامن پاک مادره

ام المومنین زهرا۴

🔵وقتی میمیرم آرزومه
منو تو روضه بپذیرن
گریه کنای فاطمیه
زیر جنازمو بگیرن

🔴حضرت زهرا پسرش رو
تنها نمیزاره میدونم
توی سراشیبی قبرم
با ذکر زهرا در امونم

🔴میگم حتی زیر لحد
با هرنفس یا حضرت زهرا مدد
براخودم روضه ی کوچه میخونم
بارون چشمم میشه بی حدّوعدد

🔴تو مجلسش سینه زنم
وقف عزای مادر جون وتنم
ریزه خور ساقی کوثر شدم و
خاک قدم های حسین وحسنم

امُ الحسن والحسین۴...

🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃
🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃
شور - زمستون و هوا سرده و بی روحه #حاج_محسن_آقاجانی

شور اباعبدالله

زمستون وهواسرده وبی روحه
دلم یخ زده مثله برفه رو کوهه
ولی جون میگیرم با چائی گرمت
که تسکینه یه دنیا غم واندوهه

خداتو رو از مانگیره آقاجون یک لحظه
چی به  شبه روضه های هفتگیمون میارزه
منی که دلم سنگه وناآرومه آشوبه
ولی تاکه اسم تو میاد وامیشه میلرزه

ضربان قلب منی
توکجا کرم به منی
توحسین بن علی ومن اویس قرنی

جریان خون منی
قوت وتوون منی
توی طوفان بلا وغم تو سایبون منی

آقام آقام حسین بن علی...


دلم گرمه به تو وقتی که تو هستی
تو که چشم منو به هرکسی بستی
میدونم تویی صاحبش که تو سختی
میاد ومیگیره دست منو دستی

مادر تودعوت میکنه نوکر رو توهیات
شفا میده به امراضم یک ذره از تربت
منو بیرونم کنی دوباره هرهفته اینجام
بدجوری دیگه به روضتون کردم آقا عادت


پره دغدغه ت شدمو
پوست واستخون شدمو
دیگه قیدهرکسی غیر خودت رو زدمو

حالاهیات اومدمو
دلموبه تو دادمو
سفارش کرده ی سلطان توی مشهدمو


آقام آقام حسین بن علی


تویی علت اشکای روی گونم
که تو خونه ی تو عمریه مهمونم
چیکار کردی بامن به یادتم حتی
تواون لحظه ای که نماز میخونم

توی قنوت نماز یه حاجت دارم کربلا
سرمو رو مهرتربتت میذارم کربلا
نیازه همیشگیه معنادارم  کربلا
ته ِ همه دلتنگیه تو اشعارم  کربلا

یاحسین تو عشق منی
کارم آه و سینه زنی
تو خودت هم عاشق و شیفته ی مولا حسنی

حاجتم اینه که خدا
بعدرزق کرببلا
مدینه برم به پابوس کریم آل عبا

آقام آقام  حسن بن علی

شعر وسبک: محمدرضا

🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃
🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃
شور - الفرار علی رسیده دوباره با ذوالفقار(شورطوفانی- پیشنهاد

🔴 شور  امام #علی بن ابیطالب «ع

الفرار ۲ الفرار ۲
علی رسید دوباره با ذوالفقار
اومده میدون به قصد شکار
که دشمن دینو کنه تارومار

این حیدره شیرنره
جنگاورو یل پروره

ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یا مولا
رَبُّه فیهِ تجلی و ظهر یا مولا
لشکریان عدو از تو فراری میشن
وقتی از اولیشون میزنی سر یا مولا

«حیدر ۲ حیدر ۲ حیدر ۲ حیدر ۲»


حیدره ۲ حیدره ۲
اون کسی که قویُّ سر لشکره
قدرت جنگاوریش محشره
آره کننده ی در خیبره

یا مرتضی شیر خدا
مینازه بر تو مصطفی

وصف خیبر شکنیه تو محاله حیدر
تنها وصّافت خدای ذوالجلاله حیدر
به خدا که رزمو جنگاوری هاتون مولا
رو لبِ جنّ و بشر بابِ مثاله حیدر

«حیدر ۲ حیدر ۲ حیدر ۲ حیدر ۲»

قهرمان ۲ قهرمان ۲
فقط علیِ پیروز نهروان
خوارج از نبرد او ناتوان
میجنگه با تمومشون بی امان

یا للعجب شیرِ عرب
به دشمنش کرده غضب

با رجزخوانی خود دشمنو حیرون کردی
نظم لشکر خوارج و پریشون کردی
بس جنازه رو جنازه میذاری روی هم
کل صحرای نبرد و تو دگرگون کردی
«حیدر ۲ حیدر ۲ ....
🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃
🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃🌻🍃

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به هیئت زواراباالمهدی(ع) بابلسر می باشد.