شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)

۱۳ مهر ۱۳۹۷ 102 0 نظر

درد و دل حضرت زینب با برادر

روز اربعین حسینی ،سفر شام

شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

...........ّّ..................................

تو بالا بودی و من روی محمل

ز دوریت بگو ما را چه حاصل

سرت بی تن مرا می کرد نظاره

گهی قرآن به لب که با اشاره

گهی اندر تنور گه در کلیسا

دم تو زنده کرده صدمسیحا

دلم می گفت آیم من به سویت

زنم شانه به ابرو ،ریش و مویت

بشویم دیدگانت را به اشکم

بخوانم روضه من با اشک نم نم

ببوسم آن لبان خشک و عطشان

که می خواند به روی نیزه قرآن

چهل منزل که من بودم پیاده

نظر کردم جمالت نی به جاده

بدیدم روی نی کردی نظاره

زمانی که رقیه ماند کناره

اگر چه پیکرت جا ماند جانا

وجودت بود با ما گو به هر جا

بدیدم اشک از چشمت روان شد

زمانی که کتک مهمان مان  شد

سرت از نیزه چون افتاد بر خاک

بشد قلبم ز داغت یا اخا چاک 

الهی که بمیرد خواهر تو 

نبیند روی نی دیگر سر تو

زمین و آسمان گویند بر لب

خداوندا امان از قلب زینب

نمی دانم چه شد از کوفه تا شام

امان از صد خیال واهی و خام

اگر بر نی سر خون خدا شد

سرش پرچم به فتح کربلا شد

سفیر دست بسته در اسارت

فتوحاتی نمود او با جسارت

چنان در کوفه و شام رفت منبر

تو گویی رفته منبر شخص حیدر

چنان می خواند خطبه همچو زهرا

که شد نقل محافل گو به هر جا

مگو ساقی ز نیزه تیر و خنجر

فدای آن سر ببریده خنجر

.......................................

شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)

گزارش 7
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی) می باشد.