سید رضا نریمانی

۶ شهریور ۱۳۹۶ 182 0 نظر

بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی

 

از خیمه‌گاه تا ته گودال قتلگاه

دنبال عمه‌هام دویدم به کودکی

 

آن شب که در مقابل من عمه را زدند

فریاد اَلفرار شنیدم به کودکی

 

عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی

من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی

 

آن شب که درخرابه سر آمد میان‌مان

چون عمه‌ام رقیه خمیدم به کودکی

 

با کعب نی لباس همه پاره پاره شد

بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی

 

یک سرخ‌مو ز قافله‌ی ما کنیز خواست

این را به گوش خویش شنیدم به کودکی

 

در مجلس شراب که شخصیتم شکست

من آستین صبر جویدم به کودکی

 

*شاعر : قاسم نعمتی

 


صوت : شهادت امام باقر (ع) - روضه - بار بلا به شانه کشیدم به کودکی

-------------------------------------------------------------------------

غروب و دلتنگی، چشم به خورشید می‌دوزه

تو این همه غربت، دلم براتون می‌سوزه

 

نبردی از حرم نصیبی 

بالاسرِ تو نیست حبیبی

تو شهر جدتم غریبی 

امام باقر ، امام باقر

 

غریبی و یه خادم و یه پرده داری نداری

این شبا حتی یه نفر زائری داری نداری

تو مدینه یه روضه و یه عزاداری نداری

حتی کنار خاکتم شمع مزاری نداری

 

«یا مظلوم 'امام باقر۳'»

 

می‌سوزه قلبم چون، دلم پر از رنج و درده

الهی اون روزا، بره دیگه بر نگرده

 

روزی که شمر دلارو خون کرد

خون به دل پیر و جوون کرد

نیزه‌ای شاه‌و سرنگون کرد

ای‌وای از این غم ، ای‌وای از این غم

 

مگه یادم میره عمو به علقمه رفت نیومد

علی اکبر زیر لب با زمزمه رفت نیومد

وقتی که شیرخوار وسطِ اون همهمه رفت نیومد

نفس ارباب جلو چشم فاطمه رفت نیومد

 

«وایلا 'آه و واویلا۳'»

 

چه‌جور بخونم باز، مصیبت کربلا رو

مهمونیِ کاخ و، سرِ تو تشت طلا رو 

 

یکی یه چوب خیزرون داشت

رو لبشم زخم زبون داشت

چشمای ما با گریه خون داشت

ای‌وای از این غم ، ای‌وای از این غم

 

همه تماشا اومدن، دور ماها غلغله بود

نشد بایستم روی پام، چون کف پام آبله بود

عمه رو میزدن ولی بین ماها فاصله بود

نشد سپر شم من براش، به گردنم سلسله بود

 

«وایلا 'آه و واویلا۳'»

 


صوت : شهادت امام باقر (ع) - تک - غروب و دلتنگی، چشم به خورشید می‌دوزه

-------------------------------------------------------------------------

آمده ذی‌الحجه و افتاده‌ام یاد منا

من شدم عمری اسیر خاطرات کربلا

 

در لوای علم کارم روضه خوانی بوده است

چند سالم بوده که قَدّم کمانی بوده است

 

باقرم آن کس که پیرم کرده اند از کودکی

موقعِ دشنام سیرم کرده اند از کودکی

 

گرچه بر سجاده کارِ من دعا بوده فقط

منبرِ من روضه های کربلا بوده فقط

 

قال باقر قال صادق می شود آخر حسین

نوحه ام حالا شده "ای کشته ی بی سر حسین"

 

سوختم که پیکرم تشییع شد با یاحسین

چون که در گودال رفته زیرِ دست و پا حسین

 

زخم کاری شد ولی با جان من کاری نداشت

کاش این زنجیرها در حبس بیماری نداشت

 

دومین مردی که در زنجیر می آمد منم

هی زمین میخورد و گاهی دیر می آمد منم

 

زیر پایم آبله، با خار میبینم هنوز

آنقدر شلاق خوردم تار میبینم هنوز

 

آه و زاری در بیابان داشتیم و خواب نَه

سوختم وقتی که آتش بوده اما آب نَه

 

سوختم اما نَه با این زهر بلکه در حرم

سوختم چون گفت عمه در حرم کو معجرم

 


صوت : شهادت امام باقر (ع) - واحد - آمده ذی‌ الحجه و افتاده‌ام یاد منا

 

 

 

 

 

 

 

 

کلید واژه ها :

 

شهادت امام محمد باقر - مداحی شهادت امام باقر - مداحی شهادت 1396 - مداحی های سید رضا نریمانی - متن مداحی شهادت امام باقر - سبک مداحی نریمانی شهادت امام محمد باقر - ایام مسلمیه - سبک روضه - سبک تک - سبک واحد

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سید رضا نریمانی می باشد.