حاج میثم مطیعی

۷ مهر ۱۳۹۶ 203 0 نظر

مدح

دعای زنده‌دلان صبح و شام یا حسن است

که موی تیره و روی سپید با حسن است

حسین می‌شنوم هرچه یاحسن گویم

دو کوه هست ولی کوه بی‌صدا حسن است

حسین نهی به قاسم دهد، حسن دستور

ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است

بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت

بیا که کنیه‌ی شیرخدا «اباحسن» است


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - مدح - سلطان کربلا حسن است

زمزمه

غریب کوچه ها شدن با من، غریب کربلا شدن با تو

دیدن مادر روی خاک با من، شهید سرجدا شدن با تو

تو نبودی و دیدم، روی خاکه یه مادر

نیستمو تو میبینی، روی خاکه یه خواهر

(ای غریب مدینه)

 

غریب در وطن شدن با من، شهید بی کفن شدن با تو

تو خونه دست و پا زدن با من، قتلگاه دست و پا زدن با تو

من با خاطره‌های غم فاطمه مُـردم

غریبونه به دستت پسرامو سپردم

(ای حسن جان حسن جان)

 

پنجره و کبوترا با من، ضریح و ایوون طلا با تو

خلوتی صحن بقیع با من، شلوغی کرببلا با تو

شبای جمعه من هم زائر کربلاتم

پای روضه‌ی مادر گوشه قتلگاتم

(یا بُـنَـیَّ مِنَ الماء مَـنَـعوکَ مَـنَـعوک

یا بُـنَـیَّ بُـنَـیَّ ، قَـتَـلوکَ ذَبَـحوک)

(ای حسین جان حسین جان)


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - زمزمه - خلوتی صحن بقیع با من، شلوغی کرببلا با تو

مقتل

منبع: لهوف؛ سیدبن طاووس: ص 173

 

خَرَجَ عَبدُ اللّهِ بنُ الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ وهُوَ غُلامٌ لَم يُراهِق مِن عِندِ النِّساءِ، فَشَدَّ حَتّى وَقَفَ إلى جَنبِ الحُسَينِ عليه السلام، فَلَحِقَتهُ زَينَبُ ابنَةُ عَلِيٍّ لِتَحبِسَهُ، فَأَبى وَامتَنَعَ امتِناعاً شَديداً، وقالَ: وَاللّهِ لا افارِقُ عَمّي، فَأَهوى بَحرُ بنُ كَعبٍ وقيلَ: حَرمَلَةُ بنُ الكاهِلِ إلَى الحُسَينِ عليه السلام بِالسَّيفِ. فَقالَ لَهُ الغُلامُ: وَيلَكَ يَا بنَ الخَبيثَةِ، أتَقتُلُ عَمّي؟ فَضَرَبَهُ بِالسَّيفِ، فَاتَّقاهَا الغُلامُ بِيَدِهِ، فَأَطَنَّها إلَى الجِلدِ، فَإِذا هِيَ مُعَلَّقَةٌ. فَنادَى الغُلامُ: يا عَمّاه‏…

 

ترجمه: عبد اللّه بن حسن بن على كه هنوز جوانى نابالغ بود، از نزد زنان بيرون دويد و خود را به كنار حسين عليه السلام رساند. زينب عليها السلام دختر على عليه السلام، در پى‏اش رفت تا او را نگاه دارد؛ امّا او تسليم نشد و به هيچ روى نپذيرفت و گفت: به خدا سوگند، از عمويم جدا نمى‏شوم. بحر بن كعب (و گفته شده كه حرملة بن كاهِل)، شمشير را به سوى حسين عليه السلام فرود آورد. نوجوان به او گفت: اى مادرْخبيث! آيا عموى مرا مى‏كُشى؟ بحر، با شمشير به او زد. جوان، دستش را سپر كرد كه قطع شد و از پوست، آويزان شد. پس فرياد بر آورد: اى مادر!


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - مقتل - شباهت شهادت حضرت عبدالله بن حسن (ع) با حضرت عباس (ع)

زمزمه

غربتت را تا ديدم، ز بالاي تل

آمدم در آغوشت، ميان مقتل

عمو

رسيدم ديدم كه آه، فتادي در قتلگاه

مي‌آيد قاتل ز راه

شده غروب عاشورا، دور و بر سرت غوغا

برای كشتنت اي واي، شده دعوا

(عمو، عموی خوبم)

 

خوانده اي هل من ناصر، عموجان لبيك

آمده يار آخِر، عموجان لبيك

ببين

كه دستم در راه دوست، شبيه دست عموست

شده آويزان ز پوست

دستم اگر به كار آيد، شود سپر براي تو

سرم جدا مي‌شد ای کاش، به جاي تو

(عمو، عموی خوبم)

 

بیرق عشقت بالا، اباعبدالله

کل یوم عاشورا، اباعبدالله

حسین

سلام ای بالا نشین، سلام ای خونین جبین

بخر ما را اربعین

من الغریب تو اوج، تمام روضه های تو

خدا چه روضه ای خوانده، برای تو

(حسین ذبیح العطشان)


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - زمزمه - خوانده ای هل من ناصر، عموجان لبیک

زمینه

غرقه در خون می آید، شهیدی بی سر

پیکرش إرباً إربا، شبیه اکبر

آه

گل پر پر السلام، گرفته پر السلام

تن بی سر السلام

چه روضه های خونینی، که خوانده دشنه در گوشت

حسین فاطمه گیرد، در آغوشت

(سلام، شهید بی سر)

 

خوش به حالت که آخر، گذشتی از سر

پاسخ هل من ناصِر، به خون حنجر

آه

سلام ای خونین گلو، به ما دادی آبرو

چه ها می‌دیدی؟ بگو

چگونه زندگی کردی، که مرگ تو حیاتت شد

دعای سرخ تو این‌سان، اجابت شد

(سلام، بریده حنجر)

 

بیرق عشقت بالا، اباعبدالله

کل یوم عاشورا، اباعبدالله

حسین

سلام ای بالا نشین، سلام ای خونین جبین

بخر مارا اربعین

من الغریب تو اوج، تمام روضه های تو

خدا چه روضه ای خوانده، برای تو

(حسین ذبیح العطشان)


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - زمینه - تن بی‌سر السلام

شور

هر دم شهید بی سری می آید از راه

ای سر! چه کم داری مگر از دیگران؟ آه

دیدی رفیقان می‌روند نوبت به نوبت؟

اما نگاهی هم نکرد بر تو شهادت

سهم من شد فقط چشم بارانی ام

ذکر یا زینب است روی پیشانی ام

دل شده مبتلا در هوای حسین

سر به پای حسین جان فدای حسین

 

آه ای شهید سر جدا تو از که خواندی؟

وقتی به زیر دست و پا رجز که خواندی

که چون حسین بن علی گشتی فدایی

ای نوش جانت این چنین مرگ خدایی

من ولی ماندم و داغ پنهانی‌ام

ذکر یا زینب است روی پیشانی‌ام

دل شده مبتلا در هوای حسین

سر به پای حسین جان فدای حسین

 

همراه یاران خدا راهی شده دل

تا زینبیه تا حلب تا شام و موصل

همچون حسین جز پاسخی محکم نداریم

او با عدو سازش نداشت، ما هم نداریم

سوی تو آمدم / چون که می‌خوانی‌ام

ذکر یا زینب است / روی پیشانی‌ام

دل شده مبتلا در هوای حسین

سر به پای حسین جان فدای حسین

 

عن حرمِ اللهِ هُمُ المدافعونا

آنها مدافعان حرم هستند

 

و اللهِ لا خوفٌ و لا هُمْ يحزنونا

به خدا نه ترسی دارند و نه از چیزی ناراحتند

 

مِن كربلا جاؤا إلينا يَحملونا

از کربلا به سمت ما آمدند

 

صرخةَ لبّيكَ إمامي يا حسينا

در حالی که فریاد لبیک یا حسین بر لب دارند

 

لا نَهابُ العِدى ..نحنُ قومُ الفِداءْ

از دشمنان نمی ترسیم.... ما قوم فداکاری هستیم

 

و لنا كربلاءْ ...جَنَّةُ الشهداءْ

ما کربلا داریم... که بهشت شهداست

ياحسين ...ياحسين ..يا حسين... يا حسين

 

 

فداؤكِ يا زينبُ نحنُ نَرُوحُ

فدای شما یا زینب، ما (برای دفاع از حرم) می رویم

 

و كُلُّنا عباسكِ ، فينا الطُّمُوحُ

همه ما عباس تو هستیم و همتمان بلند است

 

عِطرُ الوفاءِ و الإبا مِنَّا يَفوحُ

از ما عطر وفاداری و سربلندی بر می‌خیزد

 

عن الدفاعِ لنْ تُعيقَنا الجُروحُ

زخم ها ما را از دفاع باز نمی‌دارد

 

شهداءُ الدفا  عِ عَن الحرم ِ

شهدای مدافع حرم

 

دمُهمْ دمُهمْ خيرُ خيرُ دم ِ

خون آنان بهترین خون است

ياحسين ...ياحسين ..يا حسين... يا حسين

 

 
صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - شور - آه ای شهید سر جدا

زمینه

اين گل را به رسم هديه

تقديم نگاهت كرديم

حاشا اينكه از راه تو

حتى لحظه اي برگرديم

يا زينب

 

از شام بلا، شهيد آوردند

با شور و نوا، شهيد آوردند

سوي شهر ما، شهيدي آوردند

 

(یا زینب مدد)

 

****

 

در خون خفته كه نگذارد

نخل زينبي خم گردد

حاشا از حريم زينب

يك آجر فقط كم گردد

يا زينب

 

تقديم شماست، قبولش فرما

قدر وُسع ماست، فداي زهرا

در راه خداست، فداي مرتضى

 

(یا زینب مدد)

 

***

 

چون امّ وهب، بسيارند

در هر سوي اين مردستان

مادرهاي عاشق پرور

در ايران و افغانستان

يا زينب

 

هم چون اين شهيد، فراوان داريم

تا وقتي سر و تن و جان داريم

ما به نهضت شما ايمان داريم

 

 

(یا اخت الحسین)


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - زمینه - این گل را به رسم هدیه، تقدیم نگاهت کردیم

دم پایانی

یا حسین یا حسین

شعله‌ی عزای تو چراغ کربلای تو

توو دلم روشنه

پرچم قیام تو صراحت کلام تو

تا ابد با منه

درس آزادگی

توو همین مجالس مصیبت مُحرّمه

توو لهوف سیّد و توو مقتل مُقرّمه

یاد من دادی که، زیر بار ستم تا قیامت نرم

یا حسین یا حسین

(یا حسین عزیز فاطمه)

*** *** ***

یا حسین یا حسین

باز به من بها دادی به اشک من صفا دادی

مجلست اومدم

پس هنوز امید داری به من که ساده میگذری

گرچه خیلی بدم

یا حسین یا حسین

من کجا لیاقت اقامه عزای تو؟

من کجا و کشتی نجات روضه‌های تو؟

من کجا و حرم؟ خیلی ممنونتم خیلی مدیونتم

یا حسین یا حسین

(یا حسین عزیز فاطمه)

*** *** ***

یاحسین یا حسین

كاش مث مدافعا، توو سوريه توو سامرا

هديه ميشد سرم

ارتشت مسلحه، نذاشته پاي ابرهه

وا بشه توو حرم

آرزوم اینه که

جوری که تو دوست داری خدا رو بندگی کنم

آرزوم اینه مث شهیدا زندگی کنم

آرزوم یک کلام: اربعین آقا! کربلا می‌خوام

یا حسین یا حسین

(یا حسین عزیز فاطمه)

*** *** ***

حجت بن الحسن

از نجف تا کربلا رو، لابلای موکبا رو

جستجو می‌کنم

بلکه بین زائرا، ببینمت توو کربلا

آرزو می‌کنم

حجت بن الحسن

پرچم تو مژده‌ی قیام پابرهنه هاست

آرزوی قلبی تمام پابرهنه هاست

خون شد از انتظار، این دل بیقرار این دل بیقرار

حجت بن الحسن

(العجل عزیز فاطمه)


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - دم - حسین یا حسین، من کجا لیاقت اقامه عزای تو

نجوا

 

در نگاهت چه راز و رمزی هست

که دل شهر را تکان دادی

دست بسته، اسیر تیغ اما

هیبت عشق را نشان دادی

به تمسخر گرفته ای انگار

دشمنت را که در پی نام است

حسرتش را به گور خواهد برد

خوش به حال دلت که آرام است

باید این سر به آسمان برسد

این سری که به عشق محرم شد

این سری که در آخرین دیدار

پیش پاهای مادرش خم شد

گرد غربت نشسته بر خانه

خبر از داغ ناگهانی شد

در هیاهوی داغ سلفی ها

طرح لبخند تو جهانی شد

نکند ساده از نبودنتان

رد شویم و به کار خود مشغول

دشنه در دست کوفی می رقصد

کُلُّکُم راع کُلُّکُم مسئول ...


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - نجوا - دل شهر را تکان دادی

فرازی از وصت نامه شهید  ناصرالدین باغانی

در مصائب ومشکلات صبر کنید . «ان الله مع الصابرین»

بهشت را به بها می دهند نه به بهانه، بهای بهشت سنگین است، بهای بهشت کالای عشق است، یعنی خون.

کربلا رفتن خون می خواهد، این کربلا دیدن بس ماجرا دارد. ماجرای کربلا، ماجرای خون و قیام است. پیام را شما بدهید، خون از ما.

بدانید که «ان الله یدافع عن الذین آمنوا»

ما همه وسیله ایم، اصلاً این جنگ و این انقلاب و این برنامه ها چیده شده تا خدا در این بین دوستانش را به پیش خود ببرد وخالص را از ناخالص جدا کند. پس به صحنه بیایید و از خون شهدا پاسداری کنید، در کارهایتان نظم را رعایت کنید و بدانید که ان‌شاءالله پیروزید و به کربلا خواهید رفت.

 

«در عشق اگرچه منزل آخر شهادت است

تکلیف اول است شهیدانه زیستن


صوت : شب پنجم محرم 96 - هیئت میثاق - فرازی از وصیت نامه شهید ناصرالدین باغانی

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج میثم مطیعی می باشد.