کربلایی مجتبی رمضانی

۲۹ آبان ۱۳۹۹ 95 0 نظر

دنیای منی حسین، از دنیا تو رو می‌خوام

این خواهش قلبمه، شب جمعه حرم بیام

 

اگه تمومِ حسرت دلم زیارته

ولی دلم خوشه که این جدایی قسمته

تموم زندگیم شبا میونِ هیأته

 

ممنونم از در این خونه نکردی تو ردم

با همهٔ سابقهٔ خوب و بدم

به یاد لب‌هات نه به آب لب نزدم

 

" حســـــین وااای "

 

نوکرِ بدی بودم ولی دوست دارم تو رو

رو سیاه شدم ولی، نکنه بگی برو

 

بیا و مثل حر روی سیاهمو بخر

این عبد عاصیو زیارت حرم ببر

دار و ندارمه آقا همین چشمای تر

 

حال من دیدنی میشه لحظهٔ جون دادنم

وقتی که خاک می‌ریزن روی تنم

اربابم بیای برای دیدنم

 

" حســـــین وااای "

 

با گریه برای تو دل میشه مقربت

تر می‌کنه چشممو یاد تَرکِ لبت

 

خشکیه کامم از کبودیه حنجرته

بمیرم آخه آب مهریهٔ مادرته

فرات همیشه شرمندهٔ چشم ترته

 

از ازل تا به ابد نوکراتو میده عذاب

یادِ دل واپسی و قحطی آب

روضهٔ تشنگیِ طفل رباب

 

" حســـــین وااای "

گزارش 1
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به کربلایی مجتبی رمضانی می باشد.