حجه الاسلام والمسلمین محمد میرزا محمدی

۲۹ بهمن ۱۳۹۷ 111 0 نظر

📜 #متن_اشعارروضه

📿#مناجات_ابتدایی

مرغ درمانده ام و بال و پرم افتاده

قرعه ی خون جگری بر جگرم افتاده

معصیت ریشه ی ایمان مرا سوزانده

بی سبب نیست ز شاخه ثمرم افتاده

یک نفر نیست به داد من تنها برسد؟

آنقدر دام گنه دور و برم افتاده

دیر شد، آخرِ عمری به خودم آمدم و

وسط معرکه دیدم سپرم افتاده

همه ی دار و ندار دل رسوای من است

این دوتا قطره که از چشم ترم افتاده

حب زهرا من خسران زده را آدم کرد

بر زبان همه، حالا خبرم افتاده

دلخوشم سائلم و ریزه خور پنج تنم

روزی ام دست خدایان کرم افتاده

هر شب جمعه دلم سوخت از آن روزی که

سوی شش گوشه ی دلبر نظرم افتاده

تربت کرب و بلا با دل من کاری کرد

باده ی ناب هم آخر ز سرم افتاده

روزی ام کرب و بلا نیست ولی شکرِ خدا

به سوی مجلس روضه گذرم افتاده

مادری موی پریشان به حرم آمد و گفت:

خنجری کند به جان پسرم افتاده

 

❇️ سحر جمعه 

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حجه الاسلام والمسلمین محمد میرزا محمدی می باشد.