حاج محمود کریمی

۹ مهر ۱۳۹۶ 3058 0 نظر

 روضه

ای همسفر منم به همرات ببر 

حسین داری میری همسفر منم به همرات ببر

 اگر چه وقتت کمه یه خورده آهسته تر

داداش داغ سنگ وپاره شیشه یادته  

گفتی با همیم همیشه یادته 

یادته گفتی برا من هیشگی زینبم نمیشه

یادته قرارمون چی شد 

که بی قرار هم باشیم 

حسین هرچی که پیش اومد 

باید کنار هم باشیم

کجا میخوای بری 

چرا منو نمی بری

حسین این دمه آخری چقد شبیه مادری 

داداش جان داداش جان دادش جان

زن تنهای این غروبم 

تو نرو تاکه پا نکوبم 

تو بری زینبت اسیره الهی خواهرت بمیره

داری میری همسفر منو به همرات ببر

اگرچه وقت کمه یه ذره آهسته تر

خدافظیم نالمه خیمه شده همهمه

با این همه فاطمه همه بشیم در به در

با دشمنا شهر به شهر

حسین جان توی خیمه همه آماده شدن

گره کور به معجرا زدن 

حسین جان برو تا که بچه ها نترسیدن 

بعد عباس چه نزدیک اومدن 

بزار به جا مادرت ببوسم اون حنجرت 

سایه بالای سر یه خورده آهسته تر

دخترا دور رباب اشک چشاشون گلاب

رقیه تو خیمه خواب ازهمه جا بی خبر

منو یه دنیا ی غم 

تو می ریو من خودم 

برا دفاع از حرم 

چادر میبندم کمر

سیاه شده آسمون

خراب شده خونمون

تنت پر از زخمه از نیزه وتیغ وتبر

اخ به کی بگم دردمو 

دور تو میگردمو

میگم به اون بی خبر یه خورده آهسته تر

تن تو روی زمین   سر تو  نیزه نشین 

پاشو ببین نازنین خیمه شده شعله ور  

رمقی نیست هرچه قوت داشت برسر پیکر جوانش رفت نیمه جان بود وسخت عطشان بود

سر سقا تمام جانش رفت

روی مرکب کلاه خودش را سنگ ها از روی سرش انداخت 

سپرش را عدو همان جا که اربا اربا شد اکبرش انداخت 

کسی از رو به رو نمی آید 

همه از پشت سر به او زده اند 

سرو قدش شبیه بید شد آن قدر که تبر ..

بعد هل من معین او جمعی با صدای بلند می خندند

گوشه ای عده ای کمان در دست روی چشماش شرط می بستن 

صلی الله علیک یااباعبدالله

....................................................................

روضه

وقتی می بینم مارو می بینی حسین

اشکات میریزه گریم می گیره

یوم علی صدر النبی

یوم علی وجه الثری

هذا حسیتنن به الحرا

فریاد یا محمدا

یه روز میگیه انا العطشان

یه روز میگه انا الوحید

یا اماه انا المظلوم 

زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست 

خار وخاشاک زمین منزل وماوای تو نیست

من شهیده کربلایم سربریده از قفایم

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی

(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید.)

کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی

(که چگونه برای کودک خردسالم،آب خواستم وآنان رحم نکردند)

یوم علی صدر النبی

یوم علی وجه الثری

............................................................

پیش زمینه

یا حسین یا حسین یا حسین 

ای بدن تو غرق خون   ای سر وروت لاله گون

با چه خضاب کردی خون که حنا نمی شود

پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل یا مرتضی علی پسری داشتی چه شد

پیغام علقمه به نجف برد جبرئیل ای آفتاب دین قمر داشتی چه شد 

نوح الائمه گفت ام الئمه گفت جد ائمه گفت

نوحو علی الحسین 

نور ازل حسین 

وسلام علی الحسین

الحمدالله الذی خلق الحسین 

نور ازل حسین و سلام علی الحسین 

..............................................................

زمینه

مه بالانشین لاله شدی نقش زمین 

بدون علمدار    یل ام البنین 

 حسین وقتی می بینم بارون می بینی 

اشکات میریزه گریم می گیره

وقتی می بینم افتادی بین شمشیر و نیزه

 گریم می گیره

یوم علی صدر النبی

یوم علی وجه الثری

هذا حسینن به الحرا

فریاد یا محمدا

وقتی می بینم تنهای تنهاه لشکر نداری

گریم می گیره 

وقتی می بینم عباس وعون واکبر نداری

 گریم می گیره

یوم علی صدر النبی 

یوم علی وجه الثری

هذا حسینن به الحرا 

فریاد یا محمدا 

وا علیا وا اماه

وا حسنا وا جعفرا 

هذا حسینن به الحرا

یوم علی صدر النبی 

یوم علی وجه الثری

هذا حسینن به الحرا 

فریاد یا محمدا 

تو روی خاک و عباس واکبر بی دست وبی تن 

گریم می گیره

یه مشت حرامی آتیش وغارت دور بر من 

 گریم می گیره

حسین سردار نام آورم ببین من موندم با داغ حرم

یا مصطفی یا مرتضی یا فاطمه یا مجتبی 

آتیش گرفته خیمه ها

راس حسین به نیزه ها 

یوم علی صدر النبی

یوم علی وجه الثری

هذا حسینن به الحرا 

فریاد یا محمد

تنت میان خاک وخون

به زیر سم مرکب اعدا

نوحه ی مادر یا بنیه 

یا بنی قتلوک وما عرفوک

یابنی ذبحوک ومن الماء منعوک

وا حسینا 

عباس ای حامی ما برخیز و بین در خیمه ها سیلی زدن به دخترا چنگ زدن 

یوم علی صدر النبی

یوم علی وجه الترا

هذا حسینن به الحرا 

فریاد یا محمدا 

آتیش زدن به خیمه 

راس حسین به نیزه ها

..................................................

شور

یا عباس جبیب المای لسکینه 

یا عباس شوف الحرم تعبانه 

یا عباس شوف الرضیع عطشانه

یا عباس شوف الخیم حرقوه

غریب آقا غریب آقا غریب آقا 

حسین حسین حسین 

سر گشته بانوان وسط آتش خیام 

چون روی سطح نقوش ستاره ها

غیر از جگر که دسترس اشقیا نبود 

چیز نماد در بر این ایشان ز پاره ها

غریب آقا غریب آقا غریب آقا

میون خیمه ها آب یک می زد صدا آب

آتیش گرفته دامن تموم خیمه ها اب

عمو سوختم 

غریب آقا غریب آقا غریب آقا

کیست این کشته که تا روز قیامت هر روز تازه تر گردد وگردیده عزای مهنش

این همان است که تا صبح قیامت هر روز تازه تر گردد وگردیده عزای کهنش

غریب آقا غریب آقا غریب آقا

این همان کشته  ی اشک است که تا روز جزا دل مردان اللهی شده بیت الحزنش

کیست این کشته جان همه قربان تنش

خاک صحرا کفنش 

رود گلو پیروهنش

باغبان کس نشیده است که از بی آبی

آب از خون دل خویش دهد بر کمرش 

غریب آقا غریب آقا غریب آقا

ای به عشقت اسیر خیل بنی آدمی

با خبران غمت بی خبر از عالمند

یوسف مصر بقا در همه عالم تویی 

در طلبت مرد وزن آمده با دل هون

خاک سر کوی تو زنده کند مرده را

زان که شهیدان تو جمله مسیحا دمند

هرکه غمت را خرید عشرت عالم فروخت 

سوخته گان غمت با غم دل خرمند

غریب آقا غریب آقا غریب آقا

................................................

واحد

چهره از خون خدا کردی خضاب

ای ذوالجناح

چون شرار افتاده ای در پیچ وتاب

ای ذوالجناح

سیحه هایت از زلیمه شیحه هایت یا حسین 

هر نفس داری هزاران التهاب 

ای ذوالجناح

ای براق تیرباران گشته در معراج خون

از چه بر تن  زخم  داری بی حساب 

ای ذوالجناح

فاش برگو ماه زینب را کجا انداختی

 

 در یم خون یا میان آفتاب 

ای ذوالجناح

 گوش کن در گلزون خون از گلوی خشک او دم به دم آید صدای آب آب 

ای ذوالجناح

چهره ات خاک وغبار کربلا پوشیده ای

یا زخون صاحبت بستی نقاب 

ای ذوالجناح

قلب مارو سوختی این گونه سقایی مکن 

کم بریز از چشم گریانت گلاب 

ای ذوالجناح

باز شو سوی منای خون خلیلم را بگو

خیمه ها زمزم شد از اشک رباب 

ای ذوالجناح

 من زسوز سینه خود با تو میگویم سخن

تو به اشک دیده میگویی جواب

ای ذوالجناح 

 با وجود آنکه  ریزد از دو چشمت سیل اشک

زانویت را خون گرفته تا رکاب

ای ذوالجناح

ای ذوالجناح 

دوید شمر سوی قتلگاه بعد چه شد

کشید فاطمه  از سینه آه بعد شد 

نهاد زانوی خود را به روی قلب حسین 

شکست مخزن سر الاه

مظلوم حسین 

...................................................

دو دمه

زینب من مدافع حرم باش 

مراقب چادر دخترم باش 

نیوفتد از سر چادر  ومعجر 

الله اکبر الله اکبر 

 

حسین سرباز ره دین بود 

عاقبت حق طلبی این بود 

از سر نی گفت سبط پیمبر 

الله اکبر الله اکبر 

 

شاه گفتا کربلا امروز میدان  من است

عید قربان من است

 

مادرم زهرا در این گودال مهمان من است 

عید قربان من است

 

شاه گفتا کربلا امروز میدان  من است

عید قربان من است

 

خواهرم زینب پرستار یتیمان من است 

عید قربان من است 

................................

شور

واویلا علی المظلوم 

با دیده گریانم 

 با داغ دل محبوب

میگرم و میخوانم

واویلا علی المظلوم

از عشق تو سرمستم 

در راه تو بی دستم

من جان وتو جانانم

واویلا علی المظلوم

هم قطره ی در موجم

هم ناله ی در اوجم

از خانه بدوشانم

واویلا علی المظلوم

ای کعبه ی آمالم

ای با خبر از حالم

ای نوحه قرآنم

واویلا علی المظلوم

گفتا آب به سقایت

واویلا علی العباس

از خاک کف پایت

یک ذره بنوشانم 

واویلا علی العباس

سلطان و لب تشته

حلقوم و دمه دشنه

آورده به لب جانم

واویلا حسین تنهاست

واویلا علی العباس

 

هم نوحه ی زهرایم

هم ناله ی مولایم

هم داغ شهیدانم

واویلا علی المظلوم 

 

واویلا واویلا واویلا 

خفته به خون برابرم

ساقی ومیر لشکرم 

خیز ز جا کن نظر 

قد خمیده مرا 

واویلا واویلا واویلا

آب نمیخورد دگر

رقیه گر کند نظر

مشک دریده تو و

رنگ پریده مرا 

واویلا واویلا واویلا

زود بود  که دشمنان 

زنند بر سر سنان 

راس بریده تو و

راس بریده مرا 

واویلا واویلا واویلا

صدبار اگر علقمه را فتح کند 

هر بار دوباره تشنه برمی گردد 

کس پیش تو دم ز زور بازو نزند 

کوه هم که مقابله تو زانو بزند 

لب تشنه ز علقمه گذشتی آره 

آری دریا که به رودخانه ها  رو نزند 

صدبار اگر علقمه را فتح کند 

هر بار دوباره تشنه برمی گردد 

.............................

 

 

گزارش 1
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج محمود کریمی می باشد.