حاج محمود کریمی

۱۳ شهریور ۱۳۹۸ 4962 0 نظر

 

بسمه تعالی 

 از دم صبح مانده در خیمه 

در سرش داشت شور جنگیدن 

هی عمویش شهید می آورد 

کار او هم فقط شده دیدن 

یک به یک مردها شهید شدند 

نوجوانهای قافله رقتند 

سرو قامت رشید رفتند و 

روی دست حسین برگشتند 

از دم صبح گرم دیدن بود 

کودکانه چه فکر ها که نکرد 

هی تلنگر به نفس خود میزد

که برو یا علی بگو ای مرد 

 بین خیمه نشسته بود اما

 پا شد و گرم راه رفتن شد 

فکر میکرد با خودش کودک 

مصلحت نیست رفتنم لابد 

به خودش زد نهیب که بس کن 

پدرت بود شیر جنگ جمل 

نوه مرتضی و فاطمه ای 

مرگ پیش برادرت چه عسل 

در همین حال بود یک دفعه 

 شیون مادری به گوش آمد 

از پر خیمه روی دست عمو 

دید شش ماهه دست و پا میزد 

پر خون شد محاسن ارباب 

از گلوی علی خضاب گرفت 

ظاهرا یک سه شعبه با اخمش 

خنده را از رخ رباب گرفت 

در دلش شاکی از خودش بود و 

در سرش داشت شور جنگیدن 

هی عمویش شهید می آورد 

کار او هم فقط شده دیدن 

دیگر اما رسید وقت وداع 

حال خوب ینداشت در دل زار 

و عمو رفت و ماند عبد الله 

آسمان گشت بر سرش آوار 

دست در دست عمه عبدالله 

در کنارش کشان کشان میرفت 

هر دو تا سمت خیمه میرفتند 

شاکی از هفت آسمان میرفت 

هی صدا میرسید از میدان 

چه صداهای ناخوش احوالی 

در همان خیمه گوشه ای کز کرد 

شاکی از دست بی پرو بالی 

هی صدا میرسید از میدان 

در وجودش چه انقلابی بود 

این صداهای نیزه و شمشیر 

در وجودش عجب عذابی بود 

کودکانه خدا خدا میکرد 

ثانیه ثانیه زمان میرفت 

هی صدا میرسید از میدان 

عمر سعد گفت با همه چیز 

شده با سنگ و جوبها بزنید 

داشت دیگر براش بد میشد 

طفل شش ماهه رفته اما او 

نتوانسته بود جانش را

مثل قاسم کند فدای عمو 

هی صدا میرسید از میدان 

زخم زد هر که داشت کینه او 

گفت فرمانده حرمله حالا 

با سه شعبه بزن به سینه او 

هی صدا میرسید از میدان 

عمه گریان از این شنیدن شد 

پرده خیمه را کنار زد و

خوب از خیمه گرم دیدن شد 

صد نفر مرد جنگ با نیزه 

صد نفر مرد جنگ هم با تیر 

عده ای پیر مرد هم با سنگ 

صد نفر آمدند با شمشیر 

هر کسی هر چه داشت می آورد 

ضربه خویش را سپس میزد 

و حسین غریب بی عباس

در غریبی نفس نفس میزد 

بسم الله و بالله 

و فی سبیل الله 

و علی مله رسول الله 

تا که این صحنه را به چشمش دید 

گفت دیگر حرام شد ماندن 

عمه من میروم خدا حافظ 

داد میزد فقط انا ابن حسن 

میدوید و خودش رجز میخواند 

تن من جان من فدای حسین 

گرچه سنم کم است حیدریم 

دین و ایمان من فدای حسین 

به عمویش رسید در میدان 

او خودش زیر ضربه ها میرفت 

تا عمویش نبیند آسیبی

زیر شمشیرو نیزه ها میرفت 

دشمن آنجا کشید شمشیری 

 او سپر شد برای جسم حسین 

یادگار حسن رجز میخواند 

سرو دستم فدای جسم حسین 

استخوانش شکست با شمشیر 

ناله وای مادرم پیچید 

پسر مجتبی است مادری است   

بدنش مثل بید میلرزید 

خون او بی حساب و حد میرفت 

بی رمق رو سفید شد آخر 

شیر بچه به آرزوش رسید 

مرد بود و شهید شد آخر 

شمر آمد پرید در گودال 

تن این طفل را کنار انداخت 

به روی سینه حسین نشست 

دست در گیسوی شکار انداخت 

سر او را چه ناشیانه برید 

داشت میدید مادرش هر چند 

خنجرش کند بود آخر سر 

پا به سینه گذاشت سر را ...

 
صوت : محرم 98 شب پنجم - روضه - از دم صبح مانده در خیمه


ویدیو : محرم 98 شب چهارم - روضه - کوکب دردانه عصمت نگینش زینب است

----------------------------------------------------------  

 

دیگه بریده نفسم 

خدا کنه دیر نرسم 

دیگه بریده نفسم 

دوون دوون میام 

نفس زنون میام 

عمو دووم بیار 

زنده بمون میام 

داره میبره نفسم

خدا کنه دیر نرسم  

 

....................

 

ای حرمت در دل و جان یا علی 

ای نفست جان جهان یا علی 

ای شهدا سینه زن نوحه ات

یک نفسی روضه بخوان یا علی 

بی سرو سامان تو ام یا حسین 

دست به دامان تو ام یا حسین 

زهره من زهره زهرا حسین 

کشته افتاده به صحرا حسین 


صوت : محرم 98 شب پنجم - زمینه - ای حرمت در دل جان یا علی


ویدیو : محرم 98 شب پنجم - زمینه - ای حرمت در دل جان یا علی

-------------------------------------------------------

 السلام علی عبدالله ابن الحسن 

ای گل مجتبی و ای عقیق یمن 

شافع عالمین حسنی حسین 

یابن حیدر 

دستت از پیکرت جدا شده چون عمو 

حرمله با سه شعبه زد تو را از گلو 

آخرین لشگری

چون علی اصغری 

یابن حیدر 

تن پاکت و با تن عمو شد یکی 

سینه و دست و صورت و گلو شد یکی 

وقت جان دادنت 

اربا رابا تنت 

یابن حیدر 


صوت : محرم 98 شب پنجم - نوحه - السلام علی عبد الله بن الحسن


ویدیو : محرم 98 شب پنجم - نوحه - السلام علی عبد الله بن الحسن

 

 

---------------------------------------------------------- 

 

 

هجوم نیزه ها رو دیدم 

صدای نالتو شنیدم 

با بال بسته پر کشیدم 

به طرف قتلگاه دویدم 

دوون دوون میام 

نفس زنون میام 

بی رمقم ولی 

تا پای جون میام 

عمو دووم بیار 

زنده بمون میام 

عمو منم مثل داداشم 

محال که ازت جدا شم 

دارم میام به پات فدا شم 

شهید آخر تو باشم 

وااااااای داره میبره نفسم 

خدا کنه دیر نرسم 

نفس زنون به خون تپیده 

عطش امونشو بریده 

شراره نفس نفسهاش 

دلم و به خاک و خون کشیده 

عمو من اومدم 

ببین چه حالیم 

عمو منو ببخش 

که دست خالیم 

درد سرت شده 

شکسته بالیم 

من اومدم با دست خالی 

تا تو به غیرتم ببالی 

کسی تو خیمه غیر عمه 

نمیدونه تو در چه حالی 

داره میبره نفسم 

خدا کنه دیر نرسم

یکی میشم با پیکر تو 

نیابت از برادر تو 

خدا کنه دووم بیارم 

تا دمی که میبره سرتو 

چیکار کنم خدا 

دستم بشه جدا 

میخوام سپر بشم 

جلوی نیزه ها 

کی میمیونه برات 

منم بشم فدات 

از قلب من خبر نداری 

آخه مگه پسر نداری 

از رو زمین تنم رو بردار 

کی میگه تو سپر نداری 

داره میبره نفسم

حالا به بابام میرسم 


صوت : محرم 98 شب پنجم - زمینه - هجوم نیزه ها رو دیدم


ویدیو : محرم 98 شب پنجم - زمینه - هجوم نیزه ها رو دیدم

---------------------------------------------------------- 

 

دلم گرفت مرا که قلم گرفت عمو 

گمان کنم که مرا دست کم گرفت عمو 

برای اینکه مرا لحظه ای رها نکند 

زمان رفتن از عمه قسم گرفت عمو 

فقط به خیمه منم شیر خواره هم رفته 

ولی مسیر مرا از حرم گرفت عمو 

شب وداع به من گفت خیمه ها باتو 

به گریه بوسه ای از صورتم گرفت عمو

شلوغ شد دم گودال ناگهان دیدم 

ز روی اسب زمین خورد و غم گرفت عمو 

صدا زدم که کمی نیزه را معطل کن 

به قتلگاه تو پایم تو قدم گرفت عمو 

که گفته است تو بی لشگری یتیم حسن

میان معرکه دستش علم گرفت عمو

در آن شلوغی مقتل همین که دیدم شمر

به روی سینه نشسته دلم گرفت عمو

ضریح من حسنی است لشگر کوفه 

چه سهمی از بدن کوچکم گرفت 


صوت : محرم 98 شب پنجم - واحد - دلم گرفت مرا که قلم گرفت عمو

 


ویدیو : محرم 98 شب پنجم - واحد - دلم گرفت مرا که قلم گرفت عمو

 ------------------------------------

صلح تو قیام کربلا 

پیروت امام کربلا 

آخرین لحظه زندگی

بر لبت کلام کربلا 

ای سلام حسین حسن 

ای تمام حسین حسن

ای امام حسین حسن 

ای غریب در وطن 

یا حسن 

شاه خونین کفن یا حسن 

اسم رمز قیام حسین 

یاحسن 

همصدای حسین حسن 

دلربای حسین حسن 

مقتدای حسین حسن

خانه ات معبد انبیا 

خاک تو مسجد اولیا 

شد درخشنده از نور تو گنبد مرقد کربلا 

ای همه باورم 

ای خدای کرم 

قبله بی حرم 

حسن  

 

 
صوت : محرم 98 شب پنجم - جفت - صلح تو قیام کربلاست

 

 -------------------------------------

دیگه واسه چی بمونم

حالاتو که بی سپاهی

تو رگام میجوشه خونم

حالا که تو قتلگاهی دیگه واسه چی بمونم

من عازم میدونم نمیتونم که بمونم

خودمو تو گودال به عمو جونم برسونم

ضربان قلب من یا حسن یا حسین

آسمونا هم میگن یا حسن یا حسین

یه تنه زدی به میدون 

پسرتو جا گذاشتی 

   توی خیمه ها عمو جون

سپرتو جا گذاشتی

تو همۀ دنیامی 

همۀ آرزوهامی     

 تو دوای دردامی

نفسامی 

تو بابامی

یتیم برادرت اومده یا حسین   

 فدایی آخرت  اومده یا حسین

من عازم میدونم نمیتونم که بمونم

خودمو تو گودال به عمو جونم برسونم

ضربان قلب من یا حسن یا حسین

آسمونا هم میگن یا حسن یا حسین

 

چه کنم برای زخمات

حالا که سپر ندارم   

   بمیرم برای لبهات 

کجا برم آب بیارم

محاسنت گلگونه پر خاکه  پر خونه   

   تن تو رو سر نیزهرو به قبله می کشونه

اومده به قتلگات  فاطمه  یا حسین   

 ناله میزنه برات  مادرت  یا حسین


صوت : محرم 98 شب پنجم - شور - دیگه واسه چی بمونم


ویدیو : محرم 98 شب پنجم - شور - دیگه واسه چی بمونم

................................

 

حاج محمود کریمی - حاج محمود کریمی محرم 98 - محرم 98 - کریمی محرم 98 - شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - محمود کریمی شب پنجم محرم 98 - شب پنجم محرم محمود کریمی - روضه شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - تک شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - واحد شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - زمینه شب پنجم محرم 98 محمود کریمی -حاج محمود کریمی - حاج محمود کریمی محرم 98 - محرم 98 - کریمی محرم 98 - شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - محمود کریمی شب پنجم محرم 98 - شب پنجم محرم محمود کریمی - روضه شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - تک شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - واحد شب پنجم محرم 98 محمود کریمی - زمینه شب پنجم محرم 98 محمود کریمی -

گزارش 1
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج محمود کریمی می باشد.