حاج محمود کریمی

۱۸ خرداد ۱۳۹۸ 719 0 نظر

گرچه پَرَم وا می شود با ذکر استغفارها

پرواز دشوار است با سنگینی این بارها

 

گرچه تو خوبی من بدم هر بار گفتی آمدم

توفیق پیدا کردم از فیض نگاه یارها

 

صد بار گفتم عاقبت یک بار توبه می کنم

آخر نمی آید چرا یک بار، این یک بارها

 

من هر کجا که رو زدم رویم خریداری نداشت

پس بعد از این دیگر بس است رفتن سوی بازارها

 

دل مرده گشتم از گناه دل خسته ام از اشتباه

دیگر نمی لرزد دلم از دوری دلدارها

 

وقتم کم و راهم دراز با این گدا قدری بساز

هر جا روم سد می کند راه مرا دیوارها

 

گاهی ادا گاهی قضا گاهی خدا گاهی خطا

خسته شدم جان خودم از این همه تکرارها

 

گیرم مددکاری برای کار من پیدا نشد

نام علی وا می کند آخر گره از کارها

 

ذکر و دعای بی علی مثل غذای بی نمک

از برکت نام علی شیرین شود گفتارها

 

من سال ها دیوانه ی ایوان طلای حیدرم

عشق است با نام علی سرها رود بر دارها

 

گفتم مرا یک کربلا مهمان کن و جانم بگیر

بس کن برایم ناز را در پای این اسرارها

 

محمدجوادپرچمی

 

 

در دلم آتشی از داغ تو بر پا شده است

بيشتر از سرِ شب زخم سرت وا شده است

 

لخته خون بسته ببين چادر مادر بابا

قامتت سرخ شده قامت من تا شده است

 

قاتل از شير تو نوشيده به من می خندد

يعنی ای كوفه نشين نوبت بابا شده است

 

باز يک گوشه حسن گرم زبان می گيرد

باز اين خانه پر از روضه ی زهرا شده است

 

ديدم آن روز در آن كوچه ی باريک چه شد

ديدم آن روز كه يک مشت مهيّا شده است

 

وای از آن چهره که دیوار غمش را حس کرد

آه از آن گونه که زخمی به رویش جا شده است


صوت : روز 21 رمضان98 - مسجدالهادی(ع) - روضه -گر چه پرم باز میشود
------------------------------------------------------

حسن - دیده گریونه       حسین - سر به دیواره

سره - عمه ی سادات      رو شــونه یِ علمداره 

 

 علی راهیه سفره / دعا دیگه بی اثره

برا - بچه های علی / دیگه کوفه پر خطره

 

بعد زهرا مولا نخورد یه آب راحت 

بعد کوچه مولا نداشت یه خواب راحت  

 

 

براش داره می میره        خوده قابض الارواح 

تا پر می زنه دورِ سر       علی ولی الله 

 

سرِ غرقِ خونِ علی / تنِ نیمهِ جونِ علی 

چقدر پر شباهته با / شهید جوون علی

 

بعد زهرا مولا می زد حرفش و با چاه 

تا سحر چشماش و می دوخت - به صورت ماه 

 

 

دم آخر مولاست             میگه امشب آزادم 

همش میگه یازهرا         بیا، بیا که آمادم 

 

دیگه بی قراری بسه / دمِ رفتن از قفسه 

میگه آب و جارو کنید / الان فاطمم می رسه 

 

بعد زهرا دنیا برا علی قفس بود 

تو فراق یارش علی بی همنفس بود

 

 

خودِ حضرت زهرا             میاد شب به استقبال 

میرن تا یه روز باهم          بیان کنار اون گودال

 

حسین کهنه پیرهنش / میشه غارت از بدنش

میاد مادر و پدرش / دمِ دست و پا زدنش 

 

قصه ی آخر قصه ی سرِ حسینه 

غربت مولا ارث خواهرِ حسینه  


صوت : روز 21 رمضان98 - مسجدالهادی(ع) - زمینه - حسن دیده گریونه
--------------------------------------------------------

یه وقتایی که دلم تنگه عشقه

یه وقتایی که نفس لنگه عشقه

یه وقتایی که به سینم میکوبم

یقین دارم که همون سنگ عشقه

 

دوست دارم که شدم پیر گریه، نشدم سیر گریه

دوست دارم که با اسم قشنگت، میزنم زیر گریه

 

گریه، گریه گریه، فقط برا حسین

 

بذار بگم با زبون ساده 

همین حسین حسین هم از سرم زیاده 

خدا اجازش و به هر کسی نداده


صوت : روز 21 رمضان98 - مسجدالهادی(ع) - شور - یه وقتایی که دلم لنگ عشقه
-------------------------------------------------------------

هم گفت تیغ ذکر تو را از سرت گذشت

هم گفت زهر یاعلی از پیکرت گذشت

 

تیغ از میان گیسوی بر روی شانه ات

از آن صفوف تنگ به تن لشکرت گذشت

 

از بین ابروان تو رد شد شکاف تیغ

از مرزهای آن دو عدد خنجرت گذشت

 

تاریخ شد دو بخش به قبل و پس از علی

وقتی که تیغ موی کنان از سرت گذشت

 

گشتند منبرت دو امامی که عمرشان 

درپای درس و بحث تو بر منبرت گذشت

 

بر روی شانه های حسین و حسن خودت 

دیدی در آن مسیر چه بر دخترت گذشت

 

آب از سر زمین نگذشته جنون گرفت 

آن جا که زهر بعد تن از بسترت گذشت

 

دیدی حسین را ته گودال شیر هم 

تغییر کرد زهر شد از حنجرت گذشت

 

با ظرف آب آمد و با مشک گویی آ 

عباس از مقابل چشم ترت گذشت

 

تیر سه شعبه گشت همان تیغ بعدها 

از حنجر ظریف علی اصغرت گذشت

 

 

بنا شدیم که باشیم ما خراب حسین

به فکر برده مرا روضه های ناب حسین

 

به لحظه های پر از بُهت و التهاب حسین

به ناله های رباب و دل کباب حسین

 

خدا ببخش - مراببخش - به اضطراب حسین

 

 

سلامِ ما به غریبی که ماتمش غوغاست

به روی گنبد ناهید پرچمش پیداست

 

میان روضه ی او چشم‌ نُه فلک ‌دریاست

هنوز فاطمه گریان ظهر عاشوراست

 

خدا ببخش - مراببخش - به اضطراب حسین

 

 

به احترام‌ کسی که فتاد در گودال

به احترام همان که که ز گریه رفت از حال

 

به احترام تنی که ز کینه شد پامال

به ساعتی که ربودند از حرم خلخال

 

خدا ببخش - مراببخش - به اضطراب حسین

 

 

رسید شمر و سنان را فقط صدا میزد

حرامی بن حرامی چه ناروا میزد

 

به احترام امامی که دست و پا میزد

به حال و روز خیامی که شعله ها میزد

 

خدا ببخش مرا هم به اضطراب حسین

 

 

حسین رفته به گودال رو سفید شود

حسین رفته که صد مرتبه شهید شود

 

قرار بود گرفتار آن پلید شود

بنا نبود شناسایی اش بعید شود


صوت : روز 21 رمضان98 - مسجدالهادی(ع) - واحد - هم گفت تیغ ذکر تو را
-----------------------------------------------------------

به عزم فتح خیبر رفت / همان مردی که در دستش / توان حی قادر بود 

به جای مصطفی خوابید / همان شب که رسول الله / نشان تیغ کافر بود

 

احد بود و علی بود و / علی بود و پیمبر بود / مولا حافظ جانش 

نبی نادعلی گفت و / تمام عرصه حیدر شد / علی با تیغ برانش

 

ز خندق عبدود رد شد / علی را دید پیش رو / که عزرائیل مخدومش

ز برق ذوالفقارش زد / اگر یک زخم کوچک کر / به درد مرگ محکومش

 

همه عالم اگر کافر / همه عالم اگر مشرک / ز پیشش جمله فرّارند

همه یل های در میدان / ز پا افتاده نیمه جان / ز هول نام کرّارند

 

 

به روش دوش پیغمبر / نهاده پای خود حیدر / شکسته کل بت ها را 

امام بت شکن مولا / ولی ممتحن مولا / به نورش کشت شب ها را 

 

ندارد ترس در جانش / ولو یک روزنه کوچک / علی شیر است شیر حق

جمالش آیت الله و / وقارش هیبت الله و / علی دست غدیر حق

 

 

شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود

سلطان سخا و کرم و جود علی بود

 

این کفر نباشد سخن کفر نه این است

تا هست علی باشد و تا بود علی بود


صوت : روز 21 رمضان98 - مسجدالهادی(ع) - تک - به عزم فتح خیبر رفت همان
-------------------------------------------------------------

از خون فرق مولامون / محراب کوفه پُر خونه

تو سجده کشته شد اونکه / گفتن نماز نمیخونه

 

به حسن اقتدا کرد نماز آخر و

تو قنوتش صدا زد خود پیمبر و

با سر غرق خون روی سجاده می خوند

روضه ی بین دیوار و در و 

 

عمرم، پیش، چشمام، می سوخت...

از شرم، از سر، تا پام، می سوخت...

عشقم، میسوخت، زهرام می سوخت...

 

 

امان آتش که بیت مرتضی سوخت

حریم خیمه ی آل عبا سوخت

 

یا عباس شوفِ الخیم هرگوه...

 

به سمت گودال از خیمه دویدم من

شمر جلو تر بود دیر رسیدم من

 

سر تو دعوا بود ناله کشیدم من

سر تو رو بردن دیر رسیدم من

 غریب مادر عزیز خواهر


صوت : روز 21 رمضان98 - مسجدالهادی(ع) - شور - از خون فرق مولامون
--------------------------------------------------------

حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98

 

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج محمود کریمی می باشد.