حاج محمود کریمی

۸ خرداد ۱۳۹۸ 746 0 نظر

چون علی در عالم امکان کسی مظلوم نیست

هیچ‌کس مانند او از حق خود محروم نیست

 

غصه‌های او عیان از گفته‌های وی که گفت:

زندگی جز استخوانی مانده در حلقوم نیست

 

شاعر: حبیب چایچیان (حسان)

 

 

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

 

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند

 

بیخود از شَعشَعه پرت و ذاتم کردند

باده از جام تجّلی صفاتم دادند

 

من اگر کامروا گشتم و خوشدل نه عجب

مستحق بودم و این‌ آب به زکاتم دادند

 

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد

اَجْر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند

 

حافظ

 

 

 نَفسِـی عَلَى زَفَرَاتِهَا مَحبُوسَةَ

یا لَیتَــهَا خَرَجَـت مَـعَ الزَّفَـرَاتی

 

لَا خَیرَ بَعـدَكَ فِی الحَیـاةِ وَ إِنَّمَا    

أَبكِی مَخَـافَةَ أَن تَطُولَ حَیاتِی‏

بحارالانوار ج43 ص213

2-کافی، کلینی، محمدبن یعقوب، ج 1، ص 58، امالی مفید

3- الاخبار الموفقیات، زبیر بن بکار ص 194


صوت : شب بیست و یکم رمضان98 - روضه - چون علی در عالم امکان کسی
-----------------------------------------------------

یکی یکی یتیما امشب

با اشک و ناله و تاب و تب

کنار خونه ی ساداتن...

 

همه پریشونن و گریون

یه کاسه شیرِ تو دستاش و

تو انتظار ملاقاتن...

 

طبیب گفته برا این سر

پیدا نمیشه دیگه مَرحَم

برای زخم سر حیدر...

 

هر کی توی خونه مَرحَم داشت

یه تیکه پارچه اگر هم داشت

آورده پشت دره حیدر...

 

کنار بستر حق امشب

دعا داره میخونه زینب

دخیل بسته به سجاده...

 

شده شکسته نماز حق 

دسته یتیم نواز حق

قنوتش از نفس افتاده

 

چراغ مسجد خاموشه

بار مصیبتا رو دوشه

غریبیه حسن باباس

 

اگر که دنباله درمونه

ولی خودش دیگه میدونه

که وقت پَر زدن باباس

 

تو آستان در منزل

مؤدبانه ابوفاضل

نگاش به چشمای داداشه...

 

دلش هوایی شده عباس

میدونه فاطمه هم اینجاس

کنار بستر باباشه...

 

یه رایحه تو فضا پیچید 

از اشک چشم علی فهمید

لحظه ی وصل و ملاقاته

 

اتاق غرق گل یاسِ

از این بعد دیکه میشناسه

این عطر مادر ساداته...

 

گذشت بعد از چندین سال

کتاب قصه ورق خورد و 

کنار علقمه غوغا شد...

 

با اینکه که جایی رو نمیدید

از عطر اومدنش فهمید

دوباره مهمون زهرا شد

 

کنار جاری اشک مشک

با چشم غرق خون و اشک

به گریه گفت سلام مادر...

 

سرش فاطمه بوسید و

کشید تیر از اون چشمی

که بود آیینه ی حیدر

 

کاشکی دستام میتونست تیر از تو چشمات دراره

کاشکی دستام میتونست سرت رو زانوم بزاره


صوت : شب بیست و یکم رمضان98 - روضه - یکی یکی یتیما امشب
----------------------------------------------------------

امشب، شب قدر تا خدا رفتن

رفتن، سفر روح بدون تن

 

وقتی، کارام و به روم نمیاری

انگار، تو خجالت میشکی از من 

 

یک عمر، تو همیشه دعوتم کردی

اما، من اصلا به روم نیاوردم

 

گفتی، بیا آغوشم برات بازه

گفتم، دیگه من که برنمیگردم...

 

گفتی، بیا مهربون تر از من نیست

گفتم، نمیخوام ولی بد آوردم

 

گفتی، نرو جای دور بیچاره

اسرار، کردی که زود برگردم

 

گفتم، به خودم که من نه محتاجم

اصلا، خوبه مگه آزاده مگه بَرده ام؟؟!

 

دیدم، همین آزادی من و کشته

شیطون، میگه تو طردی منم طردم

 

دیدم، بی تو زندگیم همش مرگه

بی تو، پُره غصه ان پُر از دردم

 

بی تو، همه ی خوبا باهام قهرن

بی تو، دیگه آخرای نامردم

 

بی تو، همه چی سیاه و تاریکه

مولا، بسمه میخوام که برگردم

 

گفتی، تو بیا هوات و من دارم

برگرد، بدیت و به روت نمیارم

 

برگرد، شب قدره وقت پروازه

برگرد، با علی بیا که غفّارم

 

روضه، پشته درِ خونه ی علی سرده

سرما، اثر دلای بی درده

 

وقتی، دو شب گرسنه خوابیدن

تازه، همه ماجرا رو فهمیدن

 

مردی، که غذا میداد همین مرده

کوفه، با علی چطور تا کرده!!

 

هر کس که نمیشناخت رُسوا شد

گمنامِ شبای کوفه پیدا شد

 

تو دستِ، همه یه کاسه ی شیره

اما، دیگه خیلی این کارا دیره

 

بازم، برای تَلافی فرصت هست

وقتی، که حرم به کربلا میره


صوت : شب بیست و یکم رمضان98 - روضه - امشب شب قدر تا خدا رفتن
----------------------------------------------------------

من جان و دلم با تو ساکن بهشته 

من آب و گِلَم با ولایت سرشته

 

مولا به خدا تو دلیل بودن منی

مولا به خدا بال پَر گشودن منی...

 

تویی آیینه خدا حیدر / من شوق غلامی قنبر

من تشنه تو ساقی کوثر...

 

 

از روز ازل تو به مؤمنین امیری

امشب اومدم تا تو دستم و بگیری

 

سِرِ ازلی نور منجلی علی علی...

سر ازلی حزم دلی علی علی...

 

دلیل نعماتِ خدایی / ملکوت صفات خدایی

راز آیات خدایی...

 

 

جان رمضان خودِ صوم و سلامی

تو راز فرج تو حقیقت قیامی

 

من منتظرم برا مهدی سینه میزنم

 

اینه بیعت مَن لَکَ لبیک / به امام زمان مُتَمَسِک

با دعای کُلِّ ولیِک الحُجَةِ ابن الحَسَنم

 

 

امشب تا سحر رو لبم شهادتینه

ذکر شب قدر یا حسین و یا حسینه...

 

من حیدری ام دل من کبوترِ حسین...

 

دلم عاشق زاده ی زهراست / دلداده ی حضرت عباس

قلبم که حرم مولاست / شده وقف محضر حسین


صوت : شب بیست و یکم رمضان98 - زمینه - من جان و دلم با تو ساکن بهشته
---------------------------------------------------------

حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98 - حاج محمود کریمی - محمود کریمی مناجات ماه رمضان98 - کریمی رمضان 98 - حاج محمود کریمی98 - ماه رمضان 98 - مناجات خوانی محمود کریمی - کریمی 98

 

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج محمود کریمی می باشد.