حاج محمود کریمی

۱۶ بهمن ۱۳۹۵ 915 0 نظر

متن مدح حضرت زینب سلام الله علیها

زینب آن بانوی عظمایی که دست قدرت است

کهکشان چرخ را بر پا طناب انداخته

شمسه ی کاخ جلال و رفعتش از فرط نور

مهر عالم تاب را از آب وتاب انداخته

دختر مرد دو عالم آن که گاه خشم خویش

رعشه بر این چار ماه وهفت بام انداخته

این همان بانوست که از قطب وبیان

همچون علی انقلاب از کوفه تا شام خراب انداخته

حجاب فاطمه است چادرش نمودار است

زکودکی به علی مثل مادرش یار است

مقام ام ابیهایی اش سزاوار است

چو ذوالفقار زبانش به خطبه کرار است

حسین از وی و وی از حسین سرشار است

نماز نافله اش را خدا خریدار اش

زهی نمازشب آن حقیقت زهرا

 که سیدالشهدا گفت التماس دعا

جمال اوست به چشم علی تماشایی

خطابه هاش همه حیدری و زهرایی

نکرده شوی بود مادر شکیبایی

گرفته سایه اش از آفتاب زیبایی

نهاده چهره به خاک درش توانایی

نخوانده درس معلم بود به دانایی

نخوانده درس معلم بود به دانایی

ز خردسالی پرواز کرده تا حیدر

به ذوالفقار زبانش نوشته یا حیدر

در آسمان علی اختری چونین باید

زکوثر نبوی کوثری چنین باید

کنار خون خدا خواهری چنین باید

به حلم و صبر و رضا مادری چنین باید

به بانوان جهان رهبری چنین باید

به حق که فاطمه را دختری چنین باید

نه صبر رفت ز دستش به صبر فرمان داد

کنار مقتل خون بر امام خود جان داد

تو کیستی که علی گونه رهبری کردی

به صبر و همت و ایثار مادری کردی

سلام بر تو که خون را پیمبری کردی

تو با خطابه ات اعجاز حیدری کردی

تو با امام شهیدان برابری کردی

تو مثل فاطمه اسلام پروری کردی

حسین فلک نجات است و ناخداش تویی

علی زبان خدا باشد و صداش تویی

در زبانش ذوالفقار حیدری نبود چرا

خصم را در دل شرر همچون شهاب انداخته

همت اش چون بازوی خیبر گشای حیدری است

بارگاه کفر را در انقلاب انداخته

کشتی دین کربلا شد غرق از موج نفاق

همت زینب زنو آن را به آب انداخته

کشتی دین کربلا شد غرق از موج نفاق

همت زینب زنو آن را به آب انداخته

حلم او صبر و توانایی زدست صبر برد

علم او از دست هر دانا کتاب انداخته

سلام بر تو که تو هم فرشته هم بشری

سلام بر تو که هم تیغ خشم و هم سپری

سلام بر تو که در صبر مادر و پدری

سلام بر تو که بر هفت شهر نور دری

سلام بر تو که در بحر معرفت گوهری

سلام برتو که تیغ زبان دادگری

سلام بر تو که آیینه ی حسینی تو

شرار سوخته ی سینه ی حسینی تو

تو مثل مادر خود بی نهایتی زینب

تو کل کرب و بلا را هدایتی زینب

تو چون حسین چراغ هدایتی زینب

تو کل کرب وبلا را حکایتی زینب

تو در صحیفه ی ایثار آیتی زینب

 تو بحر موج فزای عنایتی زینب

تو فوق مدح و ثنا و روایتی زینب

مصائب تو به چشمت قلیل بود قلیل

سر بریده به چشم ات جمیل بود جمیل

صدای توست صدای خدای ذوالمنن ات

سلام گرم همه انبیا به جان و تنت

زبان تو تبر و خطبه های بت شکن ات

روا و روح بزرگ علیست در بدن ات

یزید لاشه مردار گشت با سخنت

                                             حسین بوسه زد از زیر چوب بر دهنت


صوت : ولادت حضرت زینب سلام الله علیها_مدح_زینب آن بانوی عظمایی

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج محمود کریمی می باشد.