حاج محمود کریمی

۲۲ بهمن ۱۳۹۶ 579 0 نظر

منم و عمری روز خوش ندیدن

همه ی دردها رو با جون خریدن

به یاد مادرا از دل کشیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

توی خونه بدون هم زبون و

توی کوچه همش زخم زبون و

پای منبر همش طعنه شنیدن

شیندن کی بود مانند دیدن

 

کی میدونه چه رازی مونده یشم

کی میدونه چرا اروم نمیشم

کی میدونه چرا موهام سفیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

من و مادر یه روز نزدیک خونه

توی راه کوچه باریک خونه

یدفعه دشمنامون سر رسیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

مادرم خسته بود و پر شکسته

ولی دشمن می اومد دسته دسته

نفسام مثل قلبم می تپیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

منم و عمری روز خوش ندیدن

همه ی دردها رو با جون خریدن

به یاد مادرا از دل کشیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

با یه سینی نهال و بردن از هوش

دوباره شعله ور شد درد پهلوش

گل گوشاره رو از شاخه دیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

دوباره زخم روی قلبم نمک خورد

مادرم پیش چشم من کتک خورد

رگ سرخ حیاتم رو بریدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

میگرفتن تو سینه ام سرش رو

میتکوندنم غبار چادرش رو

میدیدم که پاهام یاریم نمیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

با چشایی که از گریه شده نتار

رد خون رو خودم ددین رو دیوار

جلو چشام قد سرو رو خمیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

 

منم و عمری روز خوش ندیدن

همه ی دردها رو با جون خریدن

به یاد مادرا از دل کشیدن

شنیدن کی بود مانند دیدن

-------------

صدا زدی عمو عمو جان دادم ، رسیدم و کنار تو افتادم

 

چنان رمق گرفته شد از جانم ، نمیرسد به گوش تو فریادم

 

جوانان بنی هاشم رفت از حرم قاسم

 

.

 

چگونه سوی ِ مادرت برگردم ، نفس بکش عزیز من دق کردم

 

تن تو را من از دل سنگ و تیغ ، کشان کشان به خیمه ها آوردم

 

.

 

در آغوشم زدی پر پر گشتی هم قد  اکبر

 

جوانان بنی هاشم رفت از حرم قاسم

 

.

 

ز یکدگر جدا شده اعضایت

 

حسن شده حسن ز سر تا پایت

 

.

 

ز چشم تو گرفته ام خون ها را

 

که میروی به دیدن بابایت

 

.

 

به خاک و خون کفن جسمت

 

تابوت حسن جسمت

 

.

 

صدا زدی عمو عمو جان دادم ، رسیدم و کنار تو افتادم

 

چنان رمق گرفته شد از جانم ، نمیرسد به گوش تو فریادم

 

.

 

دویدم من از حرم افتان و خیزان

 

بگو هر آنچه خواهی جانم قاسم جان

 

.

 

جوانان بنی هاشم رفت از حرم قاسم

--------------------------------

به روی خاک علقمه، خسته نشسته فاطمه

 

بارش تیر و نیزه شد، گفت غریب کربلا

 

چند نفر به یک نفر

 

حسین بود محتظر، دید به پیکر پسر

 

نشسته تیر تا به پر، گفت به قوم بی حیا

 

چند نفر به یک نفر

 

چو دید زینب حزین، سنگ جفا شاه دین

 

حسینش افتاد زمین، کشید ناله ای خدا

 

چند نفر به یک نفر

 

دست یکی به موی او، سنگ یکی به روی او

 

دست یکی به پیراهن، به روی سینه جای پا

 

چنو نفر به یک نفر

 

به رو خاک سرش، شمر به دست خنجرش

 

یکی پی عمامه اش، یکی به دنبال عبا

 

چند نفر به یک نفر

به پیش چشم مادرش، جدا شد از بدن سرش

 

اهل حرم به سرزنان، صدا زدن بچه ها

 

چند نفر به یک نفر

----------------------------

نمیشه عاشق باشی و دلت نگیره

 

و گر نه قبل مردنت دلت میمیره

 

عاشقی درد سر داره درد و دواست عاشقی

 

معشوق اگه حسین باشه کار خداست عاشقی

 

نمیشه عاشق باشی و نشسته باشی

 

پنجره های رو به صبح و بسته باشی

 

عاشقی پای راه میخواد عاشقی کوله بار میخواد

 

جرات دل کندن از هر چی به غیر یار میخواد

 

نمیشه عاشق باشی و فقط بخونی

 

باید بدونی خواب بمونی جا میمونی

 

عاشقی خود ندیدنه عاشقی پروانگیه

 

عاشقی دل بریدنه خوده خوده زندگی

 

نمیشه عاشق باشی مهربون نباشی

 

به فکر سختیای دیگرون نباشی

 

باید تو عشق گم بشی

 

گمنام و بی نشون بشی

 

ببینی عشقت چی میخواد

 

هر چی میخواد همون بشی

 

نمیشه اون که عاشقه تنهات بذاره

 

تنها شدی صبر منم اندازه داره

 

صدای هل من ناصرت

 

اتیش زده به خواهرت

 

روی من و زمین نذار

حسین جان مادرت

کلید واژه: حاج محمود کریمی کریمی فاطمیه96 کریمی96 فاطمیه96 فاطمیه دوم96 حاج محمودکریمی96 شب دوم فاطمیه دوم96 روضه حاج محمود کریمی طراحی سایت رایگان شب پنجم محمودکریمی96 حاج محمودشب دوم

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج محمود کریمی می باشد.