حاج محمود کریمی

۲۳ بهمن ۱۳۹۵ 11253 0 نظر

السلام ای ثمر عمر پیمبر زهرا

داده طاها لقب ات حضرت مادر زهرا

کف و همتای علی فاتح خیبر زهرا

به ائمه شده ای حجت اکبر زهرا

التماسیم و به الطاف شما محتاجیم

با همان دست دعا کن به خدا محتاجیم

وقت آن است که از خاک تو زر کم کنیم

چادرت را بتکانی و قمر جمع کنیم

باید از بین کلام تو نظر جمع کنیم

باز هم خطبه بخوانی و گوهر جمع کنیم

آن کسانی که به آیین خدا محتاج اند

به بیانات تو در دین خدا محتاج اند

بگو از راه خدایی که فراموش شده

بگو از راهنمایی که فراموش شده

از رسول دوسرایی که فراموش شده

بگو از حق ولایی که فراموش شده

پهلویت گرچه شکسته است ولی حرف بزن

باز هم فاطمه از حق علی حرف بزن

تو همان جمع فضائل تو همان جمع صفات

تو همان جلوه ی توحید و همان جلوه ی ذات

احتجاجات تو لبریز دلیل و آیات

راه بیراهه شود دم نزنی تو هیهات

بگو این فتنه ی با رایت اسلام از چیست؟

بی تفاوت شدن امت اسلام از چیست؟

با ولای تو نوشتند نجات ما را

با تو امروز نداریم غم فردا را

پس مگیر از لب ما خواهش یا زهرا را

انقلاب تو گرفته است همه دنیا را

امت واحده محتاج تو و یاری توست

شور بیداری اسلام ز بیداری توست

از تو ما یاد گرفتیم که رحمت باشیم

اهل بنده شدن و اهل عبادت باشیم

در خوشی های زمان یاد قیامت باشیم

همه جا گوش به فرمان ولایت باشیم

چیست فرمان ولایت همه با هم بودن

 همه در دایره ی فاطمه با هم بودن

ای به زخم رخ و پهلوی تو اکرام و سلام

ای که خون پسرت گشته قوام اسلام

فرصت گفتن از تو شده در این ایام

کربلا شرح غم توست به معنای تمام

از علی و غم او تو سخن آغاز نما

سفره ی درد غریبانه ی خود باز نما

غم علی غصه علی ناله علی آه علی

نور الله علی شمس علی ماه علی

اول و آخر معراج علی راه علی

پهلویم داد شهادت ولی الله علی

خوش ترین درد علی خسته ترین مرد علی

به زمین خوردن من نیز صدا کرد علی

چند وقتی است سرم روی تنم می افتد

دست من نیست که گاهی بدنم می افتد

نقش لاله به روی پیرهنم می افتد

دست من کار کند مطمئنم می افتد

من چگونه بپرم بال و پرم سوخته است

به خدا بیش تر ازتو جگرم سوخته است

من ز تب کردن و بیمار شدن خسته شدم

بر سر خادمه سربار شدم خسته شدم

با تن سوخته تب دار شدم خسته شدم

من از این دست به دیوار شدن خسته شدم

شانه از دست من افتاد دل زینب سوخت

چشم من بر حسن افتاد دل زینب سوخت

آنقدر آب شدم من که تنی نیست که نیست

مثل تسریر شدم من بدنی نیست که نیست

جز حلالم کن علی جان سخنی نیست که نیست

هرچه گشتم به خدا یک کفنی نیست که نیست

کاشکی زود تر این پیرهن آماده شود

بهر فردای حسین ام کفن آماده شود

 


صوت : فاطمیه 95_شب چهارم_روضه_السلام ای ثمره عمر پیامبر زهرا

 

گزارش 8
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج محمود کریمی می باشد.