سيد مجید بنی فاطمه

۲۷ فروردین ۱۳۹۷ 146 0 نظر

عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را

خواندیم بعد از ربنا باب الحوائج را

روزی ما کرده خدا باب الحوائج را

از ما نگیرد کاش یا باب الحوائج  را

هرکس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد

کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد

یادش بخیر آن روزها که مادر خانه

گه گاه میزد پرچمی را سردر خانه

پر می شد از همسایه ها دور و بر خانه

یک سفره ی نذری ، قدر وسع شوهر خانه

مادر پدرهامان همین که کم میاوردند

یک سفره ی موسی  بن جعفر نذر می کردند

عصر سه شنبه خانه ی ما رو به را میشد

یک سفره می افتاد و درد ما دوا میشد

با اشک وقتی چشم مادر آشنا میشد

آجیل های سفره هم مشکل گشا میشد

آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود

نان و پنیر سفره ی موسی بن جعفر بود

گاهی میان روضه ی ما شور می آمد

پیرزنی از راه خیلی دور می آمد

با دختری از هر دو چشمش کور می آمد

بهر شفای کودک منظور می آمد

یک روز در بین دعا مابین آمینم

برخاست از جا گفت دارم خوب می بینم 

آنکه توسل یاد چشمم داد مادر بود

آنکه میان روضه می زد داد مادر بود

آنکه کنار سفره می افتاد مادر بود

گریه کن زندانی بغداد مادر بود

حتی نفس در سینه ی او گیر می افتاد

هر بار که یاد غل و زنجیر می افتاد

می گفت چیزی بر لبش جز جان نیامد آه

در خلوت او غیر زندانبان نیامد آه

این بار یوسف زنده از زندان نیامد آه

پیراهنش هم جانب کنعان نیامد آه

از آه او در خانه ی زنجیر شیون ماند

بر روی آهن تا همیشه رد گردن ماند

 

زیر سنگینی زنجیر سرش افتاده

خواست پرواز کند دید پرش افتاده

میشود گفت کجا تکیه به دیوار زدست

بس که شلاق به جان کمرش افتاده

آدم تشنه عجب سلفه خشکی دارد

چقدر لخته خون دور و برش افتاده

گریه پیوسته که باشد اثراتی دارد

چند تاری مژه از پلک ترش افتاده

هرکس ایام کهن سالی عصا میخواد

پسرش نیز ببیند پدرش افتاده

به جراحات تنش رحم ندارد اشکم

حتم دارم که به یاد پسرش افتاده

 


صوت : 22 فروردین 97 - مسجد امیر - روضه - عمری زدیم از دل صدا

----------------------------

فلک خون میباره زمان تیره و تاره

سیاه پوش تمام عالم آقامون عزاداره

عحب غربتی ای وای

واویلا امان از این مصیبت

تنها میون غربت اسم تو روی زبونم

درد و غصه هات به جونم با امام رضا میخونم

سیدی موسی بن جعفر

چه زخمی روی ساقه مصیبت این داغه

بالاتر از ناله ی آقا صدای شلاقه

عجب غربتی ای وای

این شب ها شکسته شد سکوتش

خلصنی دعای تو قنوتش

زخمیه همه وجودش کل پیکر کبودش

حق حضرت این نبودش

سیدی موسی بن جعفر

 


صوت : 22 فروردین 97 - مسجد امیر - زمینه - فلک خون میباره زمان تیره و تاره

----------------------------------

ای وای بر اسیری که از یاد رفته باشد

در دام مانده باشد صیاد رفته باشد

آه از دمی که آید دیگر برون ز زندان

مردی که در سیاه چال از یاد رفته باشد

از بس ز ضربه سیلی او ناله زد یا زهرا

از جوهر صدایش فریاد رفته باشد

با تازیانه ی کی آزرده کرده او را

هر گاه بر شکنجه جلاد رفته باشد

از ناسزا و طعنه سندی نبرده بهره

از کظم غیظ آقا ناشاد رفته باشد

ساقه شکسته ی او مرهم نمیپذیرد

آه از دمی که کار از امداد رفته باشد

چون روی تخته ی در باب الحوائج آید

جان از نهاد شیعه از داد رفته باشد

گرچه عمری در غریبستان زندان پرپرم

باغبانم باغبان لاله های کوثرم

روزگاری همدم خورشید بودم سال ها

ماه شب حتی نمیداند چه آمد بر سرم

خواب دیدم دخترم دارد صدایم میزند

باز هم پیچیده در زندان صدای خواهرم

در هجوم ضربه ها از بس تنم نیلی شده

میتوان گفتن شدم خیلی شبیه مادرم

استخوان ساق پاهایم سال ها کوبیده شد

حلقه زنجیر میگرید به پای پیکرم

صورتم بر خاک زندان و نگاهم سوی در

من به زحمت نام فرزندم رضا را میبرم

 


صوت : 22 فروردین 97 - مسجد امیر - واحد - ای وای بر اسیری که از یاد رفته باشد

------------------------------------

آرزوی پر زدن با من پرم با تو

گریه های نیمه شب با من حرم با تو

نفس با من هوا با تو

دعا با من شفا با تو

نیاز کربلا با من

برات کربلا با تو

ای کس و کارم

به تو خیلی بدهکارم

دوست دارم

بی پناه و بی کسم آقا پناهم باش

آخرین امید شب های سیاهم باش

من و گریه من و زاری

من و شب های بیداری

فقط دلخوشم به اینم که

هوای نوکرو داری

آه دم آخر

برس بر داد این نوکر

دوست دارم

توی روضه تر نشد چشمی که محرم نیست

روضه های هفتگی کمتر از محرم نیست

میخوام که دلبرم باشی

یه سایه رو سرم باشی

چی میشه که شب جمعه

به یادم تو حرم باشی

آه چه محزونه

یه مادر روضه میخونه

غریب من شهید من عزیز من

 

ای که گفتی از غمت دردم مداوا میکنی

من که مردم پس چرا امروز و فردا میکنی

یا بکش یا چاره ی دردمندان را دوا

تا به کی جان دادن ما را تماشا میکنی

 

بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

 

 


صوت : 22 فروردین 97 - مسجد امیر - واحد - آرزوی پر زدن با من پرم با تو

-------------------------------

مصیبت بسیاره چقدر گریه داره

آوردن پیکره آقا رو روی تخته پاره

عجب غربتی ای وای

راحت شد ازین عذاب محبس

این زندون ادامه ی خرابس

گوشه سیاه چاله نیمه شب شاید باناله

خونده روضه ی سه ساله

خدا کنج خرابه شده محشر کبری

به مهمان دختر رسیده سر بابا

الهی به رقیه

 


صوت : 22 فروردین 97 - مسجد امیر - شور - مصیبت بسیاره چقدر گریه داره

-------------------------------------

گرفتارم که خورده عمریه گره کارم

غمی دارم که مثل ابر خسته می بارم

آخه یارم نظر نکرده بر دل زارم

فقط چارم اینه برم دیار دلدارم

به روز و شب نوا دارم حسین جان

هوای کربلا دارم حسین جان

گیره گناهم تو دیگه بها به اشکام نمیدی

بس که شکستم دل تو کربلا رام نمیدی حسین جان

تو خداییم کن حسین جان ... کربلاییم کن حسین حسین حسین جان

 

حرمت خواهش چشمای منه

چه جوری دلت میآد گریه کنم

تو هوامو داشته باشی بسمه

آخه جز خودت به کی تکیه کنم

نذار نوکرت ازت جدا شه

نذار زندگیم از هم بپاشه

کمکم کن می خوام که برگردم

می دونم که فقط بدی کردم

السلام روح قالوا بلی

سلطان کربلا

 

ابالفضل باوفا علمدار لشکرم

 

در سینه ام جمال علی نقش بسته است

این سینه را به سینه ی سینا نمیدهم

سرمایه محبت زهراست دین من

من دین خویش را به دو دنیا نمیدهم

 

 


صوت : 22 فروردین 97 - مسجد امیر - شور - حسین وای وای

 

 

 

 

 

 

کلیدواژه ها:

متن سید مجید بنی فاطمه - شهادت امام موسی بن جعفر - شهادت امام موسی کاظم - متن شعرخوانی - متن مداحی - مداحی جدید بنی فاطمه 97 - مداحی به مناسبت شهادت امام موسی کاظم - متن اشعار بنی فاطمه 

گزارش 1
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سيد مجید بنی فاطمه می باشد.