سيد مجید بنی فاطمه

۲۵ شهریور ۱۳۹۷ 2040 0 نظر

اون بالا بالاهایی شبیه یک پرنده

اخه کی دلش میاد سرتو به نیزه ها ببنده

به چشم های تو خواب نرسید سر تو به رباب نرسید

چه فایده داره آب حالا که یه قطره به تو آب نرسید

لالا گل پونه سر گلم پر خونه

به نیزه دار تو گفتم که بچمو بخوابونه

سرت پیش عموته تنت پیش باباته

یه ذره هنوز بازه چشات ترک ترک لباته

نگات دل سرابو شکست لبت .. آب رو شکاست

به سمت تو که سنگ میزدن اومد سر رباب رو شکست

..

برا جایزه خوشحاله

لالا گل پونه سر گلم پر خونه

به نیزه دار تو گفتم که بچمو بخوابونه

هزار دفعه سوزوندن ربابو زنده زنده

قاتل تو وقتی زار میزنم به گریه هام میخنده

بخواب که دیگه تیر نمیاد به لب عطش شیر نمیاد

بخواب که دیگه وقتی برا بوسیدن تو گیر نمیاد

لالا لالا گل گریون خدا کنه نیاد بارون

حالا رو نیزه اون بی رحم سرت رو کرده آویزون

ای گل چه زود دست خزان کرد پرپرم

رفتی و رفت خنده ز لب های مادرت

هرکس که دید راس تو روی نیزه ها

آهی کشید و گفت بیچاره مادرت

لالا گل پونه سر گلم پر خونه

به نیزه دار تو گفتم که بچمو بخوابونه

..

حسین افریده اند تو را تا تو مسیحا باشی

همه جور خادم تو آقا باشیم

حب الحسین وسیله .. 

تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد

..

-------------------------------------

به کف چون جان گرفتم تا کنم تقدیم جانانت 

گلویت را سپر کن تا بگیرم پیش پیکانت 

 

تکلّم کن تکلّم کن بگو من آب می خواهم 

تلظّی کن تلظّی کن فدای کام عطشانت 

زبی آبی نمانده در دو چشمت قطره ی اشکی 

که تر گردد لب خشکیده ات از چشم گریانت 

ز حجم تیر و حلق نازکت گردیده معلومم 

که خواهد شد جدا از تن سر چون ماه تابانت 

نه ناله می زنی نه دست و پا نه اشک می ریزی 

مزن آتش مرا این قدر با لب های خندانت 

 

نگوئی کس نشد همبازی ات بر گرد گهواره 

شرار تشنگی تا صبح، بازی کرد با جانت 

به تیر دوست ای سر تا قدم عاشق تبسّم کن 

بشین در دامن زهرا و با محسن تکلّم کن 

----------------------------------------------

آرزوی پر زدن با من پرم با تو

گریه های نیمه شب با من حرم با تو

نفس با من هوا با تو ، دعا با من شفا با تو

نیاز کربلا با من ، برات کربلا با تو

ای کس و کارم ، به تو خیلی بدهکارم

دوست دارم دوست دارم آقا دوست دارم

بی پناه و بی کسم آقا پناهم باش

آخرین امید شب های سیاهم باش

من و گریه من و زاری ، من و شب های بیداری

فقط دلخوشم به اینم که هوای نوکرو داری

آه دم آخر برس بر داد این نوکر

ای کس و کارم ، به تو خیلی بدهکارم

دوست دارم دوست دارم آقا دوست دارم

---------------------------------------

من غم مهر حسین با شیر از مادر گرفتم

روز اول کامدم دستور تا آخر گرفتم

بر مشام جان زدم یک قطره از عطر حسینی

سبقت از مشک و گلاب و نافه و عنبر گرفتم

عالم ذر ذره ای از خاک پای حضرتش

از برای افتخار از حضرت داور گرفتم

بر در دروازۀ ساعات یک ساعت نشستم

تا سراغ حضرتش از زینب مضطر گرفتم

 

----------------------------------------------

 

گزارش 11
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سيد مجید بنی فاطمه می باشد.