حاج منصور ارضی

۴ شهریور ۱۳۹۶ 35 0 نظر

با وجودی که دوصد کوه، ذنوبی دارم 

دلخوشم، دلبرِ ستارُالعیوبی دارم

 

تا دگر پیشِ ملائک نرود آبرویم

زود اعلام کند: بندهٔ خوبی دارم

 

بخدا هر شب و هر روز کنم استغفار 

نگرانم چه طلوعی، چه غروبی دارم 

 

پُرسم از خویش دمادم ز روی خوف و رجاء 

چقدَر خشیتِ درگاه ربوبی دارم؟

 

در ره عاقبت خویش چه کاری کردم؟

تا به کی چشم به امداد غیوبی دارم!

 

فقط از خوبیِ خود با دگران میگویم

با دل خویش نگفتم که عیوبی دارم

 

با وجودی که گنه کارم، وصلم به حسین 

بخدا در دل خود دلبرِ خوبی دارم

 

هر شب جمعه چنان فاطمه تا کرب و بلا

میروم،، همرهِ خود نیز قلوبی دارم

 

گفت در طشتِ طلا آن سرِ ببریده به جمع

بر لب خشک، در این بزم چه چوبی دارم

 

صبح در کنج تنورم، دلِ شب گوشهٔ دِیر

گاه بر نیزه طلوعی و غروبی دارم

 

روضهٔ امام باقر(ع)

 

من چار ساله بودم، دیدم به چشم خونبار 

غمهای کربلا را با دردهای بسیار 

 

دنیای من تماماً با کربلا عجین است

طول حیاتِ من شد از نینوا عزادار 

 

یک گوشه از بلا را من بازگو نمایم

از ماجرای گودال، وز روضه های غمبار

 

جدِّ غریب من را کفّار سر بریدند

از طرزِ سر بریدن، دارم به سینه اسرار

 

تیغش نمیبرید و پیوسته ضربه میزد

گه بر جناق سینه، گه بر گلو، ستمکار 

 

با چکمه روی سینه، بنشسته بود ملعون

با قبضهٔ محاسن، میکرد بازی انگار 

 

ناگاه پشتِ رو شد، با پا تنِ امامم

زد ضربه های ممتد بر گردنش، تبهکار 

 

آنگاه دیدم از دور، یک نیزه رفت بالا

خورشید سر برهنه، بر نیزه شد پدیدار

 


صوت : 2 شهریور 96 - حرم حضرت عبدالعظیم - مناجات و قرائت دعای کمیل

گزارش 0
برای ارسال نظر وارد شوید و یا ثبت نام کنید.

comments نظرات

هنوز نظری ارسال نشده است.
جدیدترین محبوب ترین داغ ترین
تمام حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به حاج منصور ارضی می باشد.